الهى مخلوق شده بنا برين كلمهء « ما » موصوله است و مجموع «
ما شاءَ اللَّهُ
» مرفوع - المحل تا خبر مبتداء محذوف باشد ، اى هذه الأشياء الموجودة فى هذه الجنة الذى شاء - اللَّه تعالى ، و بعضى گفتهاند كه : كلمهء « ما » شرطيست و جزاء محذوفست ، اى أىّ شىء شاء اللَّه كاين ، چرا نگفتى هر چيز از مخلوقات كه خداى تعالى بخواهد ايجاد آن را آن ثابت و موجود شدنى است پس ازينجا معلوم شد كه «
ما شاءَ اللَّهُ
» عام نيست بلكه يا مخصوص باشجار و اثمار است و يا بافعال خداى تعالى ، و ما من عام الا و قد خصّ بنا بر اين استدلال اشعرى به اين آيه كه هر چه مراد اللَّه باشد واقع شدنى است و هر چه واقع نشده مراد اللَّه نخواهد بود پس ايمان كافر كه بوقوع نيامده مراد اللَّه نيست مدخول و مدفوع است زيرا كه مبناء اين استدلال حمل
ما شاءَ اللَّهُ
بر عموم است
لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ
نيست قوتى هيچ كس را در امرى از امور مگر باقدار و تمكين خداى تعالى
إِنْ تَرَنِ أَنَا
بتقدير « ان ترنى أنا » است كه ياء متكلم را حذف كردهاند و « أنا » را براى تأكيد آن آورده يعنى اگر چه مىبينى تو مرا
أَقَلَّ مِنْكَ مالًا وَ وَلَداً
كمتر از خود از روى مال و فرزند .
فَعَسى رَبِّي
پس واجب است كه پروردگار من
أَنْ يُؤْتِيَنِ
اينكه بدهد مرا به جهت ايمان و عدم كفران من
خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ
بهتر از بوستان تو يا در دنيا و يا در آخرت در كتاب خصال از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« عسى من اللَّه موجبة »
وَ يُرْسِلَ عَلَيْها حُسْباناً مِنَ السَّماءِ
حسبان ميتواند كه جمع حسبانه باشد بمعنى صواعق و احجار يعنى و فرو فرستد بر بوستانهاى تو از جهت كفران تو صاعقهها و سنگها از آن ، و ميتواند كه مشتق از حساب باشد بمعنى مقدارى از عذاب كه خداى تعالى مقدر كرده يعنى و فرو فرستد بر باغ تو مقدار عذابى را از آسمان كه تخريب بنيان باغ تو مقدر نموده
فَتُصْبِحَ
اى فتصير يعنى پس گردد آن بوستان
صَعِيداً زَلَقاً
زمين لغزنده بىگياه كه بر آن ثبات قدم ممكن نباشد على بن ابراهيم تفسير « زلقا » به « محترقا » كرده يعنى