تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 895

مساهمون:

ص٨٩٥
الجنّتين » مبتداست و « آتت أكلها » خبر و هر چند كلتا دلالت بر تثنيه دارد اما لفظش مفرد است بنا برين ضمير « اكلها » مفرد آورده شده و همچنين « آتت »
وَ لَمْ تَظْلِمْ
اى و لم تنقص ، يعنى و كم نمىكردند آن كلتا الجنّتين
مِنْهُ شَيْئاً
از آن اكل و محصول چيزى را ، و محصول كلام اينست كه اين دو بوستان در هر سال محصول خود را به تمام مىدادند و چيزى كم نمىكردند چنانچه ساير بساتين يك سال ميوه خود را تمام مىدهند و سال ديگر ناقص
وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً
و روان كرده بوديم ميان اين دو بوستان جوى آب را تا آنكه آنها هميشه سيراب و برونق باشند بدون تعب و مشقتى .
وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ
و بود آن كافر صاحب دو باغ را غير از آن دو باغ اموال بسيار از طلا و نقره بنا برين « ثمر » مشتق است از « ثمر ماله اذا كثره » و مىتواند كه ثمر جمع ثمره يا جمع ثمار باشد به اين معنى كه بود آن كافر صاحب باغ را بوسيلهء آن باغ ميوه - هاى بسيار
فَقالَ
پس گفت آن كافر غنى :
لِصاحِبِهِ
مر صاحب خود مؤمن فقير را
وَ هُوَ يُحاوِرُهُ
در حالتى كه محاوره و گفتگو ميكرد با او و مفاخرت مينمود به اين طرز كه
أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا
من بيشترم از او از روى مال
وَ أَعَزُّ نَفَراً
و غالب تر از جهت اولاد و خدم يعنى من هم در مال و هم در عزّت و جاه از تو افزونم .
وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ
و در آمد آن كافر با مصاحب مؤمن خود بيكى از دو باغ و سير مينمود و تفاخر ميكرد
وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ
در حالتى كه او ستمكار بود بر نفس خود بواسطهء كفر و عجب و تفاخر
قالَ
و گفت از روى طول امل و غرور :
ما أَظُنُّ
گمان نمىبرم
أَنْ تَبِيدَ هذِهِ أَبَداً
اينكه فانى گردد اين جنّت هرگز چنانچه تو گمان دارى .
وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ
و گمان نميبرم قيامت را
قائِمَةً
ثابت و موجود
وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي
به خدا قسم كه اگر ما بالفرض باز گردانيده شويم در آخرت بسوى پروردگار خود چنانچه قائلين بحشر و معتقدين به آن مىگويند :
لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها
هر آينه