آخر كلام بيك نسق باشد يعنى سؤال ميكنند از تو كه قرآن از جنس شعر است يا از جنس كهانت ، بگو در جواب ايشان كه : قرآن از جنس كلام بشر نيست بلكه آن از امر و و فعل پروردگار من است و بقدرت كاملهء او خلقت ظهور يافته .
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ
و داده نشدهايد شما از علم
إِلَّا قَلِيلًا
اى الا قليلا من العلم ، مگر اندكى از علم و هر چند آن علم نزد شما بسيار باشد أما نزد علم خداى تعالى اندكى است و از حديث امام محمد باقر عليه السّلام معلوم مىشود كه « الا قليلا بمعنى الا قليلا منكم » است به اين معنى كه داده نشدهايد همهء شما از علم مگر اندكى از شما چنانچه در تفسير عياشى آورده كه « عن جابر عن ابى جعفر عليه السّلام فى قول اللَّه : «
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
قال : تفسيرها فى الباطن أنه لم يؤت العلم الا اناس يسير فقال : و ما اوتيتم من العلم الا قليلا منكم » .
وَ لَئِنْ شِئْنا
و به خدا قسم اگر خواهيم ما
لَنَذْهَبَنَّ
هر آينه ببريم
بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
آن چيزى را كه وحى كرديم يعنى اگر خواهيم قرآن را از صدور و مصاحف محو گردانيم
ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ
پس اگر ما قرآن را ببريم نيابى تو براى خود
بِهِ
به قرآن يعنى بعد از بردن قرآن
عَلَيْنا وَكِيلًا
اى وكيلا علينا ، يعنى نيابى پس از بردن قرآن وكيلى بر ما كه تا آن وكيل از جانب ما آن قرآن را باز گرداند در صدور و مصاحف و چنانچه اول محفوظ بود هم چنان محفوظ سازد .
إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ
اگر كلمهء « الّا » استثناء متصل باشد معنى چنين است كه نيابى تو از براى خود بيرون قرآن وكيلى بر ما مگر از پروردگار تو كه آن رحمت دريابد ترا آن قادر خواهد بود بر استرداد قرآن و اگر منقطع باشد بمعنى « لكن » است و ملخص كلام اينست كه اگر خواهيم ما اذهاب قرآن ميكنيم ليكن رحمت پروردگار تو باعث ابقاء و عدم اذهاب آنست
إِنَّ فَضْلَهُ كانَ عَلَيْكَ كَبِيراً
بدرستى كه فضل خداى تعالى هست بر تو بزرگ و آن باعث عدم اذهاب قرآنست .