كه از جانب اللَّه بايشان ميرسد .
وَ قالُوا
و گفتند فرعونيان موسى را :
مَهْما تَأْتِنا بِهِ
اى ايما شىء تحضرنا تأتنا به ، يعنى هر چيزى كه حاضر كنى آن را براى ما و آن نزد تو حاضر باشد بيار براى ما آن چيز را
مِنْ آيَةٍ
از معجزه مثل عصا و يد و بيضا و قحط و غلا . اطلاق آيه و معجزه بر آنچه موسى عليه السّلام آورد به اعتقاد موسى عليه السّلام است نه به اعتقاد قبطيان زيرا كه ايشان آن را سحر و باطل ميدانستند لهذا گفتند :
لِتَسْحَرَنا بِها
تا سحر كنى چشمهاى ما را به آن آيه
فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ
پس نيستيم ما مر ترا ايمان آورندگان .
و چون فرعونيان در عناد و انكار اصرار كردند
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ
پس فرستاديم ما بايشان بلائى را كه طوف ميكرد و فرو ميگرفت ايشان را
فى تفسير العياشى « عن محمد بن قيس عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام قال قلت : ما الطوفان ؟ قال : هو طوفان الماء و الطاعون »
يعنى محمد بن قيس گويد : از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم كه مراد از طوفان درين آيه چه چيز است ؟ حضرت فرمود كه : مراد از آن طوفان آب و طاعون است
وَ الْجَرادَ
و فرستاديم ملخ پرنده را تا آنكه جميع اشجار و زراعت فرعونيان را خوردند و نزديك به آن رسيده بود كه موسى لحيه و بدن ايشان را نيز بخورند
وَ الْقُمَّلَ
و صغار ملخ را كه هنوز پر برنياورده بودند و اين قسم ملخ بواسطهء افناء زراعت بدتر از نوع اول است و بعضى گفتهاند كه : مراد از « قمل » كبار قردانست و قردان كنه است و مرويست كه قمل پيش ازين مخلوق نشده بود و درين رمان حق تعالى آن را بواسطهء نابود كردن زراعت قبطيان موجود ساخت
وَ الضَّفادِعَ
و فرستاديم وزغها را تا آنكه بجامههاى خواب ايشان و در طعامهاى ايشان مىافتادند و در حين سخن گفتن بدهنهاى ايشان ميرفتند
وَ الدَّمَ
و خون را به اين معنى كه آب نيل را براى قبطيان مبدل به خون گردانيديم اما براى بنى اسرائيل همان آب بود و قبطيان بنى اسرائيل را ميگفتند كه شما آب نيل را به دهان خود بگيريد و بدهن ما بريزيد و چون چنين ميكردند آن آب در دهن قبطيان