تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 836

مساهمون:

ص٨٣٦
ميان امت تو همچو سنت و طريقهء كسانى كه بتحقيق فرستاده‌ايم آنها را پيش از تو
مِنْ رُسُلِنا
از فرستادگان ما و آن سنت و طريقه اينست كه ما هلاك گردانيم و بيرون كنيم از اوطان جمعى را كه تكذيب پيغمبر خود كنند و اخراج نمايند پيغمبر خود را از وطن او چنانچه در باب امت تو به عمل آورديم
وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا
و نيابى تو مر سنت و طريقهء ما را تغييرى و تبديلى و محمد بن مسعود عياشى رحمه اللَّه از ابى جعفر يا از ابى عبد اللَّه عليهما السلام روايت كرد كه سنت خداى تعالى اختلاف ميان امم انبيا كه در هر زمانى مقدر كرده و به آن حكم نموده چنانچه در زمان موسى قوم او بنى اسرائيل اختلاف كردند و بعضى از ايشان چون جمعى از بت پرستان را ديدند به حضرت موسى گفتند كه : «
اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ
» و چون موسى برادر خود هارون را خليفهء خود گردانيده بطور رفتند اكثر بنى اسرائيل گوساله پرست شدند و پيغمبر ما صلوات اللَّه عليه و آله قبل از آنكه رحلت كند خلافت مرتضى على عليه السّلام را كه در جميع معارك صاحب رايت او بود و پيش از همه به او ايمان آورده بود و در جميع اوقات عبادت با آن حضرت در مسجد داخل ميشد خاطر نشان امت خود كرد و فرمود كه : « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » و فرمود كه : « انه منى بمنزلة هارون من موسى غير انه لا نبى بعدى » و مع هذا بعد از رحلت آن حضرت و قبل از دفن او قوم او ظاهر كردند اختلافى را كه خداى تعالى مقدر كرده بود چنانچه عمر با جمعى از امت جمعيت كرده بيعت بابو بكر كردند و او را خليفهء رسول خداى تعالى ساختند و چون امير المؤمنين عليه السّلام ديد كه مردم بابو بكر بيعت كردند پناه به قرآن مجيد برده بجمع نمودن قرآن پرداخت درين وقت ابو بكر كسى را بطلب آن حضرت فرستاد كه تا او نيز آمده بيعت نمايد حضرت فرمود : من بجمع نمودن قرآن مشغولم و تا من قرآن را جمع نكنم از خانه بيرون نمىآيم تا آنكه سه نوبت كس بطلب آن حضرت فرستاد و حضرت جمع نمودن قرآن را مانع بيرون آمدن خود ميساخت و در مرتبهء سوم پسر عم خود را كه نام او قنفذ بود فرستاد و آن بدبخت حضرت فاطمهء