به جهت استغناء از آنست از استفهام « أ رأيتك »
لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ
به خدا قسم كه اگر تاخير كنى و واپس دارى مرا تا روز قيامت يعنى تا اين مدت عمر مرا در از گردانى
لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ
هر آينه مستولى ميشوم و يا مستأصل ميگردان با اغوا و افساد فرزندان آدم را
إِلَّا قَلِيلًا
مگر اندكى ايشان را كه سبب تقدس ذاتى و عصمت جبلى تسلط و استيلا بر ايشان ندارم و قادر بر مقاومت ايشان نيستم .
پس حق تعالى بطريق اهانت و استغفار و طرد از رحمت
قالَ
گفت بشيطان كه : ما ترا مهلت داديم در آن مدتى كه خواستى
اذْهَبْ
دور شو از رحمت و به كار خود مشغول باش
فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ
پس هر كه ترا متابعت كند از كند از فرزندان آدم و اين بطريق خذلان و تخليه است ميان ابليس و تابعين ايشان
فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ
اى جزاؤهم ، يعنى پس بدرستى كه آتش دوزخ جزاء آنهاست
جَزاءً مَوْفُوراً
جزاى تمام ، هر چند در « جزاؤكم » ايراد ضمير جمع غايب لازم بود تا راجع به « من تبعك » شود اما درين جا يا صنعت تغليب واقع شده يا صنعت التفات در صورت اول شيطان مخاطب را بنا بر تغليب ذاتى او گردانيده براى همه جزاؤكم ضمير جمع مخاطب آوردند و در صورت ثانى بطريق التفات از غيبت بخطاب آمده از براى تابعين غايب ضمير مخاطب ايراد كردند و جزاؤكم گفتند .
وَ اسْتَفْزِزْ
تهديد به صورت أمر است يعنى و از جاى بجنبان و بلغزان از دين حق و گمراه گردان
مَنِ اسْتَطَعْتَ
كسى را كه توانايى داشته باشى كه از جا بجنبانى و گمراه سازى
مِنْهُمْ
از فرزندان آدم
بِصَوْتِكَ
به خواندن خود و وسوسهء خود
وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ
و جمع كن بر ايشان سواران و پيادگان خود را تا ايشان را مستأصل سازى بنا برين تفسير باء « بخيلك » زايد است و بعضى گفتهاند كه : معنى « اجلب عليهم » تا آخر اينست كه فرياد كن فرزندان آدم را بسواران و پيادگان خود و درين صورت كلمهء « با » زايد نيست ، محتمل است كه شيطان را اعوان و انصار سوار و پياده