وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ
و ياد كن اى محمد چون گفتيم مر فرشتگان را كه سجود كنيد سجود تعظيم مر آدم عليه السّلام را
فَسَجَدُوا
پس سجده كردند مطابق فرمودهء ما همهء فرشتگان
إِلَّا إِبْلِيسَ
مگر شيطان كه او سجده كرد
قالَ
گفت شيطان بر وجه استكبار :
أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً
آيا سجده كنم مر آن كسى را كه آفريدى تو او را از گل بنا برين « لمن خلقت » بتقدير « لمن خلقته » است كه تا ضمير راجع به « من » شود و « طينا » منصوب بنزع خافض است بتقدير « من طين » و ميتواند كه حال باشد ، اى أ أسجد لمن خلقت حال كونه طينا .
قالَ أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ
« أ رأيتك » به جهت تأكيد خطابى است كه مفاد كلمهء تا « است » و محلى از اعراب ندارد و « هذا الذى » مفعول اول « أ رأيت » است و مفعول ثانيش محذوفست به اين تقدير كه : « أخبرنى هذا الذى كرمت عليّ لم كرمته ؟
يعنى گفت ابليس ديگر باره كه : اى آفريدگار من خبر ده مرا ازين آدم كه كرامت و فضيلت دادى او را بر من چرا اين كرامت را بادادى با آنكه او از خاك كثيف و من از آتش لطيفم و ميتواند كه « هذا » مبتدا باشد و « الذى » با صلهء خبر آن بحذف حرف استفهام به اين تقدير كه : أخبرنى هذا الذى كرمت علىّ ، بطريق استحقار گويد كه :
خبر ده مرا كه اين شخص آن كسى است كه فضيلت دادى او را بر من و حذف حرف استفهام