مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
فقال له : هو كما قال ، فقال : أ تسبح الشجرة اليابسة ؟ فقال : نعم أما سمعت خشب البيت كيف تنقض و ذلك تسبيحه للَّه فسبحان اللَّه على كل حال »
يعنى شخصى به خدمت حضرت امام محمد باقر عليه السّلام آمد پس گفت : فداى تو باد پدر و مادر من بدرستى كه يافتم من كه حق سبحانه و تعالى در كتاب خود ميفرمايد كه : «
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
» حضرت فرمود : آنچه تلاوت كردى همچنانست كه خداى تعالى فرموده پس آن شخص گفت كه : آيا تسبيح مىكند درخت خشك شده ؟ حضرت فرمود : آرى آيا نميشنوى تو كه چوبى كه در خانه منصوبست در وقت شق خوردن چه نوع صدا ميدهد و اين صدا تسبيح آنست مر خداى تعالى را پس چون خداى تعالى منزه است در جميع حالات و در كافى نيز از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« تنقّض الجدر تسبيحها »
و گفته اند كه : درين صورت تسبيح سنگ ريزه در دست مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله معجزه نخواهد بود بلكه اسماع آن بر محجوبان معجزه است و بنا برين اگر حيوان و جماد را نفس ناطقه باشد كه به آن ادراك اشيا كنند و مشغول تسبيح و تهليل خالق خود باشند گنجايش دارد هر چند اين نفس بحسب ذات و بحسب ادراك فروتر از نفس ناطقهء انسانى باشد بلكه جمعى از اهل تحقيق كه راه بسر چشمهء يقين برده از أصداف براهين حقه و مجاهدات ذوقيه گوهر مطالب ارجمند بدست آوردهاند اعتراف به اين سخن نمودهاند شكر اللَّه سعيهم .
عن ابى بصير عن احدهما عليهما السلام قال : « سألته عن قوله : و يسألونك عن الروح ما الروح ؟ قال : التي من الدواب و الناس قلت : و ما هى ؟ قال : هى من الملكوت من القدرة »
مستفاد ازين حديث شريف آنست كه أرواح حيوانات و انسان از يك عالماند اگر مجرداند و اگر جسم لطيفاند همه جسم لطيفاند هر چند تفاوت در مرتبه باشد فخر الدين رازى در مقام ترجيح معنى مجازى تسبيح گويد كه :
اگر ما تجويز كنيم كه جمادات عالم متكلماند سد باب علم ما بر حيات واجب