تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
و ليكن شما در نمىيابيد تسبيح و تهليل آنها را
إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً
بدرستى كه هست خداى تعالى مهلت دهنده در عقوبت و تعجيل در عقوبت مشركين مستحق عقوبت نميكند و آمرزنده است مر گناهان را بعد از توبه و انابت از آن پوشيده نماند كه بنا بر معنى اول تسبيح كه بمعنى مجازيست و بمعنى « يدل على التسبيح » است بايد كه «
وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
» خطاب بر مشركين باشد به اين معنى كه هر ذره از ذرات مكونات دالند بر تنزيه خداى تعالى ليكن شما اى مشركان تفكر در آن نميكنيد تا اين دلالت را بفهميد و دامن اعتقاد خود را از لوث شرك مطهر سازيد و چون خداى تعالى حليم است تعجيل نميكند بعقوبت شما با وجود غفلت و عدم تدبر شما و بنا بر معنى ثانى خطاب ظاهر است كه بر كافر و مسلمانست چه هيچ احدى راه به زبان بىزبانان نميبرند و سخن آنها را نميفهمند مگر جمعى كه بحليهء عصمت آراسته باشند و سرچشمهء علم ايشان از نهر بحر علم الهى جارى باشد .
تو چه دانى زبان مرغان را * تا نديدى همى سليمان را
چنانچه ترمذى از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه با پيغمبر از مكه بيرون آمديم هيچ حجر و شجر پيش نيامد مگر آنكه گفت : « السلام عليك يا رسول اللَّه » و بسيارى از احاديث اهل بيت عليهم السلام ايضاح بر معنى ثانى مىكند و محمد بن مسعود عياشى رضى اللَّه عنه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« ما من طير يصاد الا بتضييعه التسبيح »
يعنى هيچ مرغى بدام صياد گرفتار نميشود مگر وقتى كه تقصير در تسبيح الهى كند و از تسبيح غافل باشد و همچنين روايت كرده از حضرت صادق و آن حضرت از پدر بزرگوار خود عليهما السلام كه نهى كرده پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله از نشان كردن روى حيوانات و زدن بر روى ايشان
« لأنها تسبح به حمد ربها »
و
فى تفسير العياشى ايضا عن مسعدة بن صدقة عن جعفر بن محمد عن ابيه عليهما السلام انه دخل عليه رجل فقال له : فداك أبى و أمى انى أجد اللَّه يقول فى كتابه :
وَ إِنْ