را
حِجاباً مَسْتُوراً
پردهء پوشيده شده از حس كه تا تو بوسيلهء آن پرده در نظر اين كافران موذى در نيايى و آزار آنها بذات مقدس تو نرسد بنا برين تفسير « مستورا » صفت « حجابا » است به اين معنى كه آن حجابى كه حق تعالى به جهت اختفاء پيغمبر خلق كرده آن نيز مختفى و پوشيده است ، و بعضى گفتهاند كه : « مستورا » بمعنى « ذا ستر » است يعنى حجابى كه خداوند پوشيد كيست كه ترا از نظر مشركان پوشيده ميدارد و صاحب مجمع البيان گفته كه : « هذا هو الصحيح » و بعضى گفتهاند كه : « مستورا » اسم مفعول بمعنى « ساترا » اسم فاعل است يعنى حجابى كه پوشاننده است ترا از نظرها
وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً
و بگردانيديم بر دلهاى ايشان پوششها يعنى گوئيا به جهت عناد و اصرار كفار در كفر بر دلهاى ايشان پوششها نهادهايم كه آن پوششها مانعاند كفار را
أَنْ يَفْقَهُوهُ
از اينكه دريابند قرآن را و فهم آن كنند ، بنا برين « ان يفقهوه » مفعول عامل محذوفست بتقدير « و جعلنا على قلوبهم أكنة مانعة أن يفقهوه » و ميتواند كه « ان يفقهوه » بتقدير « لئلا يفقهوه » يا بتقدير « كراهة أن يفقهوه » باشد به اين معنى كه گردانيديم ما در دلهاى ايشان پردهها تا آنكه نفهمند ايشان قرآن را يا آنكه اين چنين كرديم بواسطهء كراهت داشتن اينكه ايشان حقايق قرآن را دريابند
وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً
. و نهادهايم در گوشهاى ايشان گرانى تا بدين سبب استماع قرآن نتوانند نمود
وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ
و هر گاه ياد كنى تو اى محمد پروردگار خود را در قرآن
وَحْدَهُ
حالكونى كه يكتا و يگانه دانى او را و ضم نكرده باشى با او آلههء ديگر را
وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ
برگردند اين كافران بر پشتهاى خود و اعراض نمايند از تو
نُفُوراً
در حالتى كه ايشان نفرت كنندهاند از استماع توحيد ، بنا برين « نفورا » جمع نافر است و حال از ضمير فاعل « ولوا » و ميتواند كه نفور مصدر باشد و درين وقت تميز خواهد بود به اين معنى كه برگردند اين كفار بر پشتهاى خود از روى نفرت
نَحْنُ أَعْلَمُ
ما داناتريم
بِما يَسْتَمِعُونَ
به آن وجهى كه گوش فرا ميدارند و