تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 792

مساهمون:

ص٧٩٢
اسحاق بن عمار « فى قوله :
وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً
قال : لا تبذر فى ولاية على عليه السّلام » اينحديث مضمر است و ظاهرا تبذير و اسراف در ولايت على عليه السّلام غلو باشد اللَّه اعلم .
إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ
بدرستى كه اسراف كنندگان
كانُوا
هستند
إِخْوانَ الشَّياطِينِ
برادران شيطان يعنى مانند شياطين‌اند در اكتساب اين فعل بد
وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً
و هست شيطان مر پروردگار خود را كثير الكفر زيرا كه « كفور » از براى مبالغه در كفر و انكار است پس موافق او بايد كه كار نكنند و فرمان او نبرند و بعضى گفته‌اند : مراد از اخوّت مبذرين با شياطين موافقت در صفت و فعل است با آنها بنا برين لازم مىآيد كه مبذرين نيز مانند شياطين كفور باشند .
وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ
و اگر اعراض كنى ازين جماعت كه مأمور شده‌اى بايتاء حقوق ايشان
ابْتِغاءَ رَحْمَةٍ
براى انتظار روزى كه
مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوها
از پروردگار خود اميد ميدارى مراد از ابتغاء رحمت درين مقام فقر و احتياج است زيرا كه محتاج و فاقد مال طلب رحمت و رزق از حق تعالى مىكند پس فقدان مال سبب اين ابتغاء و طلب است و درين مقام نام مسبب را كه « ابتغاء رحمت » است بر سبب كه « فقر » است گذاشته‌اند و تقدير كلام چنين است كه « و ان أعرضت عن ذى القربى و المسكين و ابن السبيل للفقر »
فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُوراً
يعنى اگر رو بگردانى از اقرباء و درويشان و مسافران و حقوق مفروضه را بايشان ندهى براى فقر و احتياجى كه بالفعل عارض تو شده پس بگو مر ايشان را سخن نيكو و وعده بكن ايشان را باداء حقوق ايشان بعد از وسعت حال وعده‌اى كه تخلف را در آن راه نباشد و بعضى گفته‌اند كه : مراد از قول ميسور دعاء يسر است براى ذى الحق چنان كه مرويست كه بعد از نزول اين آيه هر گاه كسى از حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله چيزى ميطلبيد كه حضرت مالك آن نبود دعا ميكرد و ميگفت : « يرزقنا اللَّه و اياكم من فضله »

[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيات 29 تا 44 ]

وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً