الهى فدك را بشما دادم و در اصول كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه مراد از « ذا القربى » على بن ابى طالب عليه السّلام است و حق او وصايت و اسم اكبر و ميراث علم نبوتست ، در ميان اين روايت و روايات سابقه تنافى نيست زيرا كه حق هر صاحب قرابتى چيزى است حق على عليه السّلام وصايت و ساير امور مذكوره بود و حق حضرت فاطمه و اولاد او فدك و احاديث در باب اينكه مراد از « ذا القربى » در اين آيه ذا القربى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و ائمهء هدى عليهم السلاماند به حد تواتر معنوى رسيده .
وَ الْمِسْكِينَ
و بده حق درويش را بدرويش
وَ ابْنَ السَّبِيلِ
و حق مسافر و راهگذارى را كه بالفعل محتاج باشد اگر چه در وطن خود احتياج نداشته باشد چون بنا بر احاديث كثيره مراد از « ذا القربى » اقربا حضرت رسالت پناه محمداند صلوات اللَّه عليه و آله ظاهر اينست كه مراد از مسكين و ابن السبيل نيز از اقربا آن حضرت باشند از قبيل تخصيص بعد از تعميم تا تمام آيه بيك نسق و بيك تيره باشد و اشارت باشد ببعض مصارف خمس و محتمل است كه مراد از آنها اقرباء حضرت نباشند تا اشارت ببعض مصارف زكات باشد و درين صورت اين آيه جامع است مر بعض مصارف خمس و بعض مصارف زكات را
وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً
اصل تبذير بمعنى تفريق و پراكنده كردن است و مراد از آن اسرافست يعنى و اسراف مكن اسراف كردنى محمد بن مسعود عياشى رضى اللَّه عنه از عبد الرحمن بن الحجاج روايت كرده كه من از حضرت صادق عليه السّلام سؤال از تفسير «
وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً
» كردم حضرت فرمود كه :
« من أنفق شيئا فى غير طاعة اللَّه فهو مبذّر و من أنفق فى سبيل اللَّه فهو مقتصد »
يعنى مراد از تبذير انفاق و اعطاء در غير طاعت خداى تعالى است و اقتصاد و اعتدال انفاقست در طاعت خداى تعالى و در راه او و ايضا عياشى رحمه اللَّه از بشر مؤذن روايت كرده كه روزى من به خدمت حضرت صادق عليه السّلام رفتم و حضرت خرما طلبيد و يكى از حاضران مجلس خرما مىخورد و تخم آن را ميانداخت حضرت منع او از آن عمل نمود و فرمود :
« لا تفعل انّ هذا من التبذير »
و
عن جميل و عن