جابر جعفى كوفى بوده و كوفه از عراق عربست لهذا حضرت او را عراقى خطاب كردند آنان كه حمل مسجد اقصى بيت المقدس كردهاند گفتهاند كه : بنص صريح قرآن اقصى عروج پيغمبر تا بيت المقدس است و عروج بسماوات از احاديث و اخبار معلوم مىشود و اما بنا برين احاديث عروج حضرت را بسماوات نيز از قرآن انتزاع مى - توان كرد .
الَّذِي
آن مسجد اقصى كه
بارَكْنا حَوْلَهُ
بركت داديم اطراف آن را بانواع ثمار و أنهار يا باعتبار آنكه حول آن را مقر انبيا و مهبط ملائكه گردانيديم و بدين وسيله از انهدام بنيان شرك و تفرق مشركين آن سرزمين مطهر و مقدس گرديد و مجتمع شد در آن بركات دنيا و آخرت پس بدانجا محمد را برديم
لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا
تا بنمائيم او را از علامات و عجايب داله بر قدرت كاملهء ما
إِنَّهُ
بدرستى كه خداى تعالى
هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
اوست شنوا مر اقوال محمد را و ابينا بر افعال او يا آنكه اوست شنواى سخنان كفار در تكذيب معراج و دانا باحوال مؤمنان در تصديق آن از احاديث اهل بيت تعدد معراج حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله صريحا معلوم مىشود ليكن تفاوت بيّن است در تحديد آن تعدد چنانچه در اصول كافى از على بن ابى حمزه ( كه ظاهرا بطائنى باشد ) روايت كرده كه من حاضر بودم كه ابو بصير به حضرت صادق عليه السّلام گفت كه : قربانت شوم چند بار حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله را معراج دست داد ؟ حضرت فرمود : دو نوبت و در آخر اينحديث در باب معراج فرمود كه :
« قال اللَّه تبارك و تعالى : يا محمد قال : لبيك ربى ، قال من لامّتك بعدك ؟ قال : اللَّه اعلم ، قال : على بن ابى طالب امير المؤمنين و سيد المرسلين و قائد الغر المحجلين ثم قال ابو عبد اللَّه عليه السّلام لابى بصير : يا با محمد و اللَّه ما جاءت ولاية عليّ من الارض و لكن جاءت من السماء مشافهة »
و از حديثى كه على بن ابراهيم در سورهء مباركهء و النجم ايراد كرده نيز معلوم مىشود كه معراج دو نوبت واقع شده و در كتاب خصال يكصد و بيست مرتبه روايت كرده چنانچه گويد كه :
« عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام قال :