سُبْحانَ الَّذِي
سبحان علم تسبيح مصدر است و خود مصدر نيست و انتصاب آن بفعل مقدر است ، اى اسبح سبحانا ، يعنى منزه ميسازم منزه ساختنى آن كس را كه
أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا
ببرد بندهء خود را كه محمد است در شبى از شبها
مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى
از مسجد الحرام كه محيط بكعبه است بسوى مسجد اقصى كه بيت المقدس است و بيت المقدس را به جهت آن مسجد اقصى گفتند كه أقصى بمعنى دور تر است و در آن وقت مسجدى دور تر از مكهء معظمه بجز آن مسجد نبود در تفسير عياشى روايت كرده كه بعضى مردم از حضرت صادق عليه السّلام سؤال از مسجدى كردند كه آنها را مزيد فضلى باشد حضرت فرمود : « آن مسجد الحرام و مسجد رسول است صلّى اللَّه عليه و آله » بعد از اين آن شخص گويد كه : گفتم مردم ميگويند كه : مراد از مسجد أقصى بيت المقدس است حضرت فرمود كه :
« مسجد الكوفة افضل منه »
حاصل كلام آنكه اگر به جهت شرافت و فضيلت حضرت رسالت پناه را به آنجا بردند مسجد كوفه خود افضل از آنست بايستى كه از مسجد الحرام به مسجد كوفه ميبردند و در تفسير على بن ابراهيم منقولست كه اسماعيل جعفى روايت كرده كه روزى من در مسجد نشسته بودم و حضرت ابو جعفر الباقر عليه الصلاة و السلام نيز در ناحيهاى نشسته بودند پس آن حضرت سر مبارك خود را به طرف آسمان برداشت نوبتى نظر به آسمان كرد و نوبتى بكعبه و آيهء «
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي
» را تلاوت كردند و بعد ازين چند نوبت چنين كردند پس ملتفت بسوى من شدند و فرمودند كه :
« اىّ شىء يقولون اهل العراق فى هذه الاية يا عراقى ؟ »
من گفتم كه : ميگويند كه : سير فرمود خداى تعالى محمد مصطفى را از مسجد الحرام بسوى بيت المقدس ، پس حضرت فرمود :
« ليس كما يقولون و لكنه اسرى به من هذه الى هذه ، و أشار بيده الى السماء و قال : ما بينهما حرم »
چون اسماعيل بن