اكثر مردمان كه مراد از آن جميع مشركانند نميدانند كه جميع نعمتها بمنعم حقيقى جلّت نعماؤه راجع است ، و لهذا اضافهء نعمت به غير خداى تعالى مىكنند و شريك از براى او جل شأنه بهم ميرسانند .
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا
و بيان كرد خداى تعالى مثلى ديگر را كه آن مثل اينست كه
رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ
دو مرد كه يكى از آنها گنگ و مادر زاد باشد كه
لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ
قدرت نداشته است بر ادراك چيزى از صنايع به جهت نقصان عقل و تدبير او
وَ هُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاهُ
حال آنكه اين « ابكم » گران باشد بر كسى كه متولى امر اوست
أَيْنَما يُوَجِّهْهُ
هر جا كه بفرستد او را مولاى او
لا يَأْتِ بِخَيْرٍ
بازنيايد با كار - سازى و با كفايت مهم او
هَلْ يَسْتَوِي هُوَ
آيا برابر است شخص اينچنين
وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ
و كسى كه امر كند براستى يعنى كسى كه صاحب رشد كافى و زبان فصيح و با ديانت باشد
وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
و حال آنكه اين امر كننده بعدل فى نفسه بر دين قويم و طريقه پسنديده باشد و بهر مطلب كه توجه نمايد آن را به اتم وجهى بانجاح برساند پس چنانچه آن ابكم بيحاصل مساوى اين كامل كافل مهمات نيست همچنين بتان بيكار و اعتبار را نسبت مساوات با حضرت پروردگار عالم و متكفّل مهمات بنى آدم نيست و بعضى مثل اول و مثل ثانى را تمثيل حال مؤمن و كافر گرفتهاند و اشارت است بر تفاوت حال مؤمن و كافر چنانچه على بن ابراهيم در تفسير آيه آورده كه « كيف يستوى هذا ، و هذا الذى يأمر بالعدل امير المؤمنين و الأئمة صلوات اللَّه عليهم » .
و حاصل معنى آنكه چه نوع جمعى كه اصلا علم بر چيزى ندارد و در معارك و جهاد خائب و خاسر برگردند مساوى باشند با امير المؤمنين و ائمهء معصومين عليهم الصلاة و السلام كه داناى اسرار و كرار غير فرارند ؟
وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
و مر خداى راست دانستن پوشيدههاى آسمان