تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
اصنام جماد عارى از علم و فؤادند و تعبير آنها بواو و نون بحسب اعتقاد مشركين است كه آنها را آلهه و معبود خود ميدانند و معبود بايد كه علم او فوق علم عابدين باشد و ايراد فعل مفرد در «
ما لا يَمْلِكُ لَهُمْ
» باعتبار لفظ « ما » است و چون بحسب معنى مراد از آن اهله است «
وَ لا يَسْتَطِيعُونَ
» جمع آورده شد و بعضى ضمير «
وَ لا يَسْتَطِيعُونَ
» را راجع بكفار گرفته‌اند به اين معنى كه عابدين اصنام با وجود حيات و قابليّت تصرّف استطاعت بر مالكيت چيزى ندارند پس چون ميتواند كه معبودين ايشان كه جمادند توانايى بر مالكيّت داشته باشند ؟
فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ
پس مزنيد براى خداى مثلها يعنى مگردانيد براى خداى بىشريك و بيمثال شريكى و شبيهى
إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ
بدرستى كه خداى تعالى ميداند فساد قول شما و عظم جرم گفتار و كردار شما را
وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
و شما نميدانيد بطلان قول خود را .
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا
بيان كرد خداى تعالى مثلى را و آن مثل اينست
عَبْداً مَمْلُوكاً
بندهء غير آزادى كه
لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ
قدرت نداشته باشد بر تصرف و انفاق چيزى تقييد به «
لا يَقْدِرُ عَلى شَيْءٍ
» بواسطهء اخراج مكاتب و مأذونست و اين آيه دلالت دارد بر اينكه مملوك مالك چيزى نميشود
وَ مَنْ رَزَقْناهُ
و آزادى كه روزى داده باشيم ما او را
مِنَّا
از جانب خود
رِزْقاً حَسَناً
روزى نيكو
فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ
پس آن مرد آزاد مرزوق نفقه كند از آن روزى و اختيار تصرّف در آن و انفاق از آن داشته باشد
سِرًّا وَ جَهْراً
پنهان و آشكار و هر نوعى كه خواهد خرج كند
هَلْ يَسْتَوُونَ
مع الاشباع ، آيا برابرند آن عبد غير قادر و آزاد قادر ؟ بيقين مساوى نيستند ، پس چگونه اصنام جماد عاجز غير قادر مساوى باشند با قوىّ مطلق و قادر بر حق ؟ ضمير جمع در « هل يستوون » اشارتست بر اينكه مراد از مملوك و حر جنس مملوك و حراست ، يعنى مماليك و احرار و الا ظاهر اين بود كه ضمير تثنيه بيارد تا راجع شود بعبد و حرّ نه ضمير جمع
الْحَمْدُ لِلَّهِ
جميع ستايشها و ثناها مر خداى راست كه قادر و منعم است
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
بلكه