آل لوط را ما نجات ميدهيم ايشان را مگر زن لوط را كه او را نجات نميدهيم
قَدَّرْنا
تقدير كرديم يعنى گفتيم ما :
إِنَّها
بدرستى كه آن زن لوط
لَمِنَ الْغابِرِينَ
هر آينه از باقى ماندگان با كفار قوم لوط است تا آنكه او نيز مانند كافران لوط مرارت عذاب را بچشد .
فَلَمَّا جاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ
المرسلون فاعل « جاء » و آل لوط مفعول آنست و اگر چه فاعل مؤخر از مفعول واقع شده اما بحسب معنى مقدم است و حاصل معنى آنكه پس چون آمدند فرستاده شدگان يعنى ملائكه نزد اهل بيت لوط و بخانهء لوط
قالَ
گفت لوط :
إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ
بدرستى كه شما گروهيد انكار كرده شدگان يعنى شما جماعتايد كه من شما را نمىشناسم و خوف دارم از ضرر شما پس شما خود را به من بشناسانيد .
قالُوا
گفتند مرسلون كه : ما بيگانهايم و از ما بر تو ضررى نمىرسد
بَلْ جِئْناكَ
بلكه آمدهايم ما به تو
بِما كانُوا
بسبب آن چيزى كه بودند قوم تو كه از روى عناد
فِيهِ يَمْتَرُونَ
در آن چيز شك ميكردند يعنى آمدهايم بعذابى كه تو ايشان را وعده مىدادى و ايشان شك در آن ميكردند و قبول نمينمودند .
وَ أَتَيْناكَ بِالْحَقِّ
و آوردهايم به تو راستى را يعنى عذاب ايشان را كه آن متحقق الوقوع است
وَ إِنَّا لَصادِقُونَ
و بدرستى كه ما راستگويانيم درين قول .
فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ
پس بيرون ببر ازين شهر اهل خود را بعد از انقضاء هفت شبانه روز چنانچه عياشى از ابى جعفر عليه السّلام روايت كرده
بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ
بپارهاى كه از شب بگذرد
وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ
و تابع شو عقب اهل خود را يعنى اهل خود را پيش انداز و تو در عقب ايشان برو تا كسى از ايشان در شهر نماند و در رفتن اهمال نورزند
وَ لا يَلْتَفِتْ
و بايد كه باز پس ننگرد
مِنْكُمْ أَحَدٌ
از شما يكى تا مشاهدهء هول عذاب نكند
وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ
و برويد آنجا كه مأمور شدهايد يعنى بشام يا مصر .