كه عادت جارى شده كه فرزند در حال شيخوخت و پيرى حاصل نشود پس تعجب ابراهيم عليه السّلام باعتبار عرف و عادت بود نه باعتبار قدرت .
و چون درين بشارت يك فرشته كافى بود چنانچه در بشارت زكريا و مريم يك فرشته آمده بود ابراهيم در مقام تعجب آمد كه آيا آمدن اينهمه ملايك را چه سبب باشد
قالَ فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ
گفت پس چيست كار بزرگ شما اى فرستاده شدگان كه با اين جماعت آمدهايد ؟
قالُوا
گفتند فرشتگان :
إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ
بدرستى كه ما فرستاده شدهايم بسوى گروه گناهكاران و كافران قوم لوط تا ايشان را هلاك گردانيم .
إِلَّا آلَ لُوطٍ
اگر «
إِلَّا آلَ لُوطٍ
» را استثناء متصل گيرند از « قوم مجرمين » چون لازم مىآيد كه آل لوط نيز داخل مجرمين باشند و حال آنكه اينچنين نيست لهذا جمعى از مفسرين اين استثناء را استثناء منفصل بمعنى « ليكن » گرفتهاند بنا بر اين حاصل معنى چنين است كه ما فرستاده شدگانيم براى استيصال گروه كافران قوم لوط ليكن اهل بيت لوط را
إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ
بدرستى كه ما هر آينه نجات دهندگانيم همه ايشان را بنا برين « انا منجوهم » متعلق بكلام سابق است و محتمل است كه « الا ال لوط » استثنا متصل باشد اما نه از قوم متصف بجرم تا جرم ايشان لازم آيد بلكه از ضميرى كه در « مجرمين » مستتر است و راجع به « قوم » مطلق است و معنى كلام چنين مىشود كه : ما مر سليم براى اهلاك ايشان نيامدهايم و درين صورت « انا لمنجوهم » استيناف است و تعلق بكلام سابق ندارد گويا كسى گويد كه : هر گاه شما شما براى اهلاك و استيصال آل لوط نازل نشده باشيد پس با ايشان چه خواهيد كرد ؟
ملائكه در جواب گفتند كه : ما ايشان را نجات ميدهيم .
و در هر دو صورت
إِلَّا امْرَأَتَهُ
استثناء متصل است از ضمير « لمنجوهم » به اين معنى كه