آن حطمه و بالاى آن سقر و بالاى آن جحيم و بالاى آن سعير و بالاى آن هاويه . و
فى حديث آخر « ان الأبواب أطباق بعضها فوق بعض و ان اللَّه وضع الجنان على الارض و وضع النيران بعضها فوق بعض فأسفلها جهنم و فوقها لظى »
و بيان طبقات كردند چنانچه در حديث سابق مذكور شد و از روايت كلينى معلوم مىشود كه اسفل آن طبقات هاويه و اعلاى آن جهنم و ازين حديث چنين ظاهر شد كه چنانچه جهنم را بر كل طبقات اطلاق ميكنند بر طبقهء واحده نيز اطلاق مينمايند و در تفسير على بن ابراهيم از حضرت ابو جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت در تفسير «
لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ
» فرمود كه : آنچه بما رسيده اينست كه جهنم را هفت درجه باشد اعلاى آن جحيم است ، و ثانى لظى ، و ثالث سقر ، و رابع حطمه ، و خامس هاويه ، و سادس سعير ، و سابع جهنم ، و ازين حديث نيز اطلاق جهنم بر هر دو معنى نيز ظاهر مىشود
لِكُلِّ بابٍ
مر هر درى را
مِنْهُمْ
از براى تابعين شيطان و گمراهان
جُزْءٌ مَقْسُومٌ
جزويست قسمت كرده شده كه صاحب هر ملتى از آن جزء بدوزخ در آيند چنانچه از احاديث سابقه معلوم شده .
بعد از ذكر وعيد در مقام وعد مىفرمايد كه :
إِنَّ الْمُتَّقِينَ
بدرستى كه پرهيز - كاران از متابعت شيطان در كفر و خواهش
فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ
در بوستانهااند و در چشمهها از آب و خمر و عسل .
و فرشتگان بايشان ميگويند :
ادْخُلُوها
درآييد درين جنات
بِسَلامٍ
اى سالمين عن الآفات ، يعنى حالكونى كه سالم باشيد از جميع آفات
آمِنِينَ
در حالتى كه ايمن باشيد از اخراج از آن جنات .
وَ نَزَعْنا
و نزع كنيم و بيرون كشيم
ما فِي صُدُورِهِمْ
آنچه در سينههاى ايشان باشد
مِنْ غِلٍّ
از عداوت و كينه كه در دار دنيا با هم داشتند و قاضى ناصر الدين بعد از حمل « غل » بحقد دنيوى گفته : « و روى عن على رضى اللَّه عنه : أرجو أن أكون أنا و عثمان و طلحة و الزبير منهم » و اين روايت را در سورهء أعراف نيز آورده . و أنا أقول : اذا كان على عليه السّلام عدوا لعثمان و أحزابه فان جهنم لموعدهم اجمعين
إِخْواناً
حال از ضمير