زيرا كه كيش قديم خود را گذاشته بدين مجدّد ميگرويد .
و چون ايشان اصرار بكفر ورزيدند
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ
پس فرو كوفت ايشان را صيحهء عظيم چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام مرويست و مؤيد اينست آنچه در سورهء هود در باب قوم شعيب خواهد آمد كه « 1 » «
وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ
» يا فرو گرفت ايشان را زلزله چنانچه منقول از ابن عباس است ميتواند كه مبادى زلزله صيحه باشد كه ايشان معذب بهر دو شده باشند
فَأَصْبَحُوا
پس صبح كردند ، و ميتواند
« فَأَصْبَحُوا »
بمعنى « فصاروا » باشد يعنى پس گرديدند
فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ
در منزلهاى خود بر روى افتادگان فخر رازى در تفسير كبير خود گفته كه : اين آيه دلالت دارد بر معجزهء عظيمه براى شعيب زيرا كه در شهرى كه عذاب بر قوم شعيب نازل شد هم مؤمن بودند و هم كافر و همه در آن شهر مجتمع بودند پس فرو گرفتن عذاب بعضى دون بعضى را از آيات بيّنه و معجزات ظاهره است .
الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً
آنان كه تكذيب كردند شعيب را چنان مستأصل شدند كه
كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا
گويا كه هرگز اقامت نكرده بودند در آن شهر «
الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً
آنان كه تكذيب كردند مبتداست و «
كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا
» خبر آن
الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً
آنان كه تكذيب كردند شعيب را
كانُوا هُمُ الْخاسِرِينَ
بودند ايشان زيانكاران در دنيا و در آخرت نه آنان كه تابع شعيب شده تصديق او كردند
فَتَوَلَّى عَنْهُمْ
پس چون شعيب ديد كه عذاب مىآيد اعراض كرد از ايشان مانند اعراض شخصى كه از كسى مايوس شده باشد
وَ قالَ يا قَوْمِ
و گفت بر وجه تأسف كه : اى قوم من
لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ
هر آينه بتحقيق رسانيدم بشما
رِسالاتِ رَبِّي
پيغامهاى پروردگار خود را و شما به آن ايمان نياورديد
وَ نَصَحْتُ لَكُمْ
و نصيحت كردم شما را و شما گوش بنصيحت من نكرديد
فَكَيْفَ آسى
پس چگونه اندوه خورم ؟ استفهام انكارى است يعنى اندوه نميخورم
عَلى قَوْمٍ كافِرِينَ
بر قومى كه اهليت آن ندارند كه كسى براى ايشان اندوه خورد بواسطهء كفر ايشان .
هامش
( 1 ) سورهء هود ، آيهء 67 .