تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
جايز باشد ) بر قوم خود مخفى داشته باشد و ايشان توهم كرده باشند كه او در دين ماست لهذا گفته باشند كه «
أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا
»
قالَ
گفت شعيب از روى انكار كه : شما ميخواهيد كه ما بملت شما درآئيم
أَ وَ لَوْ كُنَّا كارِهِينَ
اگر چه باشيم ما بد دارندهء ملت شما ؟ يعنى چه نوع ما بطوع و رغبت خود بكيش باطل شما خواهيم درآمد با آنكه كيش شما مكروه ماست .
قَدِ افْتَرَيْنا
بتحقيق افترا كرده باشيم
عَلَى اللَّهِ كَذِباً
بر خداى تعالى دروغ را
إِنْ عُدْنا فِي مِلَّتِكُمْ
اگر باز گرديم در كيش باطل شما
بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْها
بعد از آنكه نجات داده باشد ما را خداى تعالى از ملّت شما باقامت دليل بر بطلان آن ، بنا بر جواز تقديم جزاء بر شرط ، جزاء آن عدنا فى ملّتكم
« قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً
» است و اگر اين تقديم جايز نباشد جزاء محذوف خواهد بود و دالّ بر محذوف «
قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللَّهِ كَذِباً
» مذكور است
وَ ما يَكُونُ لَنا
و نشايد ما را
أَنْ نَعُودَ فِيها
اينكه باز گرديم در ملّت شما
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّنا
مگر آنكه خواهد خداى تعالى كه پروردگار ماست خذلان ما را و منع الطاف خود از ما كند و ميتواند كه اين كلام از قبيل تعليق محال بمحال باشد
وَسِعَ رَبُّنا
احاطه كرده پروردگار ما
كُلَّ شَيْءٍ
همه چيز را
عِلْماً
از روى علم و ميداند كه ما بملّت كفر در نمىآئيم
عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا
بر خداى توكّل كرديم بر ثبات و دوام ما بر ايمان پس شعيب در مقام مناجات حضرت مجيب الدعوات درآمده فرمود :
رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا
اى پروردگار ما حكم كن ميان ما
وَ بَيْنَ قَوْمِنا
و ميان قوم ما
بِالْحَقِّ
براستى
وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ
و تو بهترين حكم كنندگانى در مجمع البيان گفته كه : « الفتح الحكم و الفاتح و الفتّاح الحاكم » .
وَ قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا
و گفتند اشراف آنان كه كافر شدند
مِنْ قَوْمِهِ
از قوم شعيب مر تابعين خود را :
لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً
اگر پيروى كنيد شما شعيب را و اختيار دين او نمائيد
إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ
بدرستى كه شما درين هنگام هر آينه باشيد از زيانكاران