« الخزانة الماء الذى ينزل من السماء فينبت لكل ضرب من الحيوان ما قدر اللَّه لها من الغذاء » در روضة الواعظين گفته كه :
« روى جعفر بن محمد عن ابيه عن جده عليهم السلام أنه قال : فى العرش تمثال جميع ما خلق اللَّه من البر و البحر و هذا تأويل قوله :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ
»
بنا برين حديث محتمل است كه مراد از خزائن عالم مثال باشد كه در آن عالم صور جميع آنچه خداى تعالى خلق كرده موجود است ، و تفصيل اينكلام در رسالهء مثاليه اين بىبضاعت مثبت است و ممكن است كه خزاين عبارت باشد از آنچه مكتوبست بطريق اجمال و كليت در لوح قضا كه محفوظ از تبديل است و بر وجه تفصيل و جزئيت در لوح قدر كه محل محو و اثباتست
وَ ما نُنَزِّلُهُ
و نازل نگردانيم يعنى ايجاد نكنيم ما آن چيز را
إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
مگر باندازهاى كه معلوم است نزد ما .
وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ
و فرستاديم ما بادها را
لَواقِحَ
آبستن كنندهها مر درختان را بميوههاى رنگارنگ بنا برين « لواقح » بمعنى ملقحاتست و اگر لواقح را باصل خود واگذارند كه بمعنى حوامل است « كما يقال : لقحت الناقة اذا حملت » معنى كلام چنين است كه : و فرستاديم ما بادها را آبستن بسحاب ماطر
فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً
پس پس فرستاديم ما از آسمان باران را
فَأَسْقَيْناكُمُوهُ
پس خورانيديم شما را از آن آب
وَ ما أَنْتُمْ لَهُ بِخازِنِينَ
و نيستيد شما مر آن آب را ايجاد كننده و بيرون آورنده از سماء يا نگاهدارنده و ذخيره كننده در حياض و غدران بلكه موجد و حافظ آن قدرت كاملهء ماست .
وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ
و بدرستى كه ما هر آينه زنده ميكنيم و ميميرانيم خلايق را نه غير ما و تكرير ضمير بواسطهء افادهء حصر است
وَ نَحْنُ الْوارِثُونَ
و مائيم وارثان يعنى باقيماندگان بعد از فنا و هلاك همهء خلايق .
وَ لَقَدْ عَلِمْنَا
و هر آينه بتحقيق مىدانيم ما
الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ
پيشى