وَ زَيَّنَّاها
و زينت داديم آسمانها را بكواكب نيزه يا زينت داديم آن بروج را بأشكال و هيآت خوش آينده
لِلنَّاظِرِينَ
براى نظر كنندگان تا آنكه بسبب آن راه بوحدت و قدرت صانع آنها برند .
وَ حَفِظْناها
و حفظ كرديم ما آسمان را
مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ
از هر شيطان رانده شده از صعود به آسمان كه تا نتوانند كه تصرف در آن نمايند و از احوال آن مطلع گردند .
إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ
استراق سمع گوش واداشتن است براى شنيدن چيزى و كلمهء « الا » استثناء منقطع است يعنى ليكن شيطانى كه خواست خود را نزديك به آسمان رساند و گوش وا دارد تا كلام ملائكه را بشنود و از حوادث آينده مطلع گردد
فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ
پس از پى در آمد آن شيطان مسترق را بعد از ظهور كوكبهء محمدى صلوات اللَّه عليه و آله شعلهء آتش ظاهر و ممنوع گشت از رسيدن بقرب آسمان و شنيدن زمزمهء ملائكه و مطلع شدن بر احوال و حقايق كونى « شهب » را اطلاق بر شعلهء آتش كنند و بر كواكب نيز اطلاق كنند بواسطهء لمعانى كه در كواكب است و در امالى صدوق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه ابليس لعين هميشه آسمان را ميشكافت و خود را بدرجات آسمان ميرسانيد و بعد از ظهور حضرت عيسى عليه السّلام از خروج بسماوات ثلاث ممنوع گرديد و بعد از تولد حضرت ختمى پناه صلّى اللَّه عليه و آله از عروج بجميع سماوات محجوب گرديد و شياطين را بانزال شهب از نزديك شدن به آسمان دور كردند و چون قريش هرگز انزال شهاب را نديده بودند اين معنى را حمل كردند بظهور قيامتى كه از اهل كتب سماوى شنيده بودند و عمرو بن اميه يا وليد بن مغيره چنانچه در تفسير على بن ابراهيم است برؤساء قريش گفت : اگر آنچه ساقط مىشود نجومى باشد كه در ليالى شتا و صيف به آنها راه ميبرديد وقت انهدام بنيان عالم و قيام قيامت است و اگر غير آن نجوم ساقط گردد اين دليل