آيت «
وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ
» را بدون حذف و ايصال اين چنين بيان كرده : و بتحقيق گذشت طريقهء امم متقدمه كه آن دعوت رسل است مر ايشان را بكتاب الهى و قبول ننمودن ايشان و تكذيب نمودن مر آن رسل را .
وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ
و اگر بگشائيم ما برين كفار درى را از آسمان
فَظَلُّوا فِيهِ
پس باشند ايشان كه همه روز در آن باب
يَعْرُجُونَ
بالا روند بسوى آسمان و مشاهده كنند ملكوت سماوات را و بعضى ضمير « فظلوا » را راجع بملائكه داشتهاند به اين معنى كه اگر فتح كنيم ما بر كفار درى را از آسمان و بنمائيم بايشان بوسيلهء آن در راه آسمان را پس ملائكه صعود كنند هميشه بر آسمان و آن كفار اين آيت ظاهرهء باهره را مشاهده كنند .
لَقالُوا
هر آينه از غايت عناد گويند كه :
إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا
جزين نيست كه بر بسته شده است ديدهاى ما يعنى چشم بندى ما كردهاند
بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ
بلكه ما گروهى جادو كرده شدگانيم و بتحقيق محمد ما را جادو كرده و چيزى كه در خارج وجود ندارد و محض خيال است در نظر ما موجود مينمايد .
وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً
و هر آينه بتحقيق گردانيديم در آسمان برجهاى دوازده گانه را و بعضى گفتهاند كه : مراد از بروج كواكب است و در اخبار اخيار ائمهء عليهم السلام آمده كه آفتاب را سيصد و شصت برج است كه هر روز بر يك برجى از آن برجها بر مىآيد و وسعت هر برجى مانند وسعت جزيرهاى از جزاير عرب است .
پوشيده نماند كه سير شمس در هر برجى از بروج دوازده گانه سى روز است تقريبا پس در هر روز در يك حصه از بروج حركت مىكند و آن يك حصه برج را نيز برج اطلاق ميتوان كرد و بنا برين هر برجى منقسم به سى برج مىشود و دوازده « سى » سيصد و شصت است پس به اين اعتبار صحيح است كه شمس را سيصد و شصت برج است .