براى پيغمبر آخر الزمان عليه و إله صلوات اللَّه الملك المنّان و بدرستى كه ما مر آن پيغمبر را هر آينه نگهبانيم و نميگذاريم كه ضرر اعداء به او رسد ، و مع هذا فاضل جليل نبيل ملا خليل مدّ اللَّه ضلال افادته در كتاب مستطاب كافى گفته كه : استدلال بر عدم تغيير در قرآن به اين آيه ركيك است چه اين آيت بلفظ ماضى است و در سورهء مكّيّه است و بعد ازين سوره سوره بسيار نازل شده در مكّه چه جاى مدينه پس دلالت نميكند بر محفوظ بودن جميع قرآن و ايضا حفظ قرآن دلالت برين نميكند كه نزد همه كس محفوظ باشد چه ميتواند كه نزد امام زمان و جمعى كه صاحب سرّ اويند محفوظ باشد .
پوشيده نماند كه وجه اوّل مانند اصل استدلال ركيك است چنان كه بر اذكيا ظاهر است و صاحب مجمع البيان در فواتح آن كتاب گفته كه : جمعى از اصحاب ما و قومى از حشويهء عامه روايت كردهاند كه در قرآن تغيير و نقصان واقع شده و اما صحيح بمذهب اصحاب ما خلاف اينست كه اصلا در قرآن تغيير و نقصان بوقوع نيامده و سيد مرتضى رضى اللَّه عنه نيز نصرت اين مذهب كرده زيرا كه قومى از أصحاب حديث درين باب نقل اخبار ضعيفه كردهاند و پنداشتهاند كه آن اخبار بمرتبهء صحت رسيده لهذا قائل به تغيير و تبديل قرآن شدهاند و به اين اخبار ضعيفه نميتوان ترك امرى كرد كه صحت آن قطعى و جزمى باشد كه آن عدم تغيير و نقصان در قرآنست و فاضل جليل فرموده كه : احاديث صحاح در طريقهء خاصه و در طريق عامه كه دالست بر اسقاط بسيارى از قرآن در كثرت به حدى رسيده كه تكذيب جميع آنها جرأتست ، و حكايت احراق عثمان مصحف أبى بن كعب و مصحف عبد اللَّه بن مسعود را مشهور است و با وجود اينها دعوى اينكه قرآن همين است كه در مصاحف مشهور است خالى از اشكالى نيست و بعضى از عرفاء معاصرين حفظهم اللَّه تعالى در كتاب وافى گفته كه : ميتواند بود كه اصل قرآن همين باشد كه مقروء و
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 659
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٦٥٩