«
لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ
» حكايت از و داد ايشان مىكند و دال بر مفعول محذوفست . قرائت عاصم « ربما » بتخفيف « با » است و اگر چه حق « رب » مقترن بماء كافه اينست كه داخل بر ماضى شود و درين آيه داخل بر مضارع شده زيرا كه مضارع و مترقب در احكام اخبار الهى حكم ماضى و متحقق الوقوع دارد پس گويا كه داخل ماضى شده و
فى الحديث « اذا كان يوم القيامة نادى مناد من عند اللَّه لا يدخل الجنة الّا مسلم فيومئذ يود الذين كفروا لو كانوا مسلمين »
يعنى هر گاه ظاهر شود روز قيامت ندا كنندهاى از جانب اللَّه ندا كند كه داخل بهشت نميشود مگر كسى كه مسلمان باشد ، در آن روز آرزو ميكنند كافران كه كاشكى ما مسلمان ميبوديم و داخل بهشت ميشديم و محتمل است كه اين تمنى در حين رجعت باشد چنانچه بعضى علما در كتاب رجعت از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كردهاند كه
« اذا خرجت أنا و شيعتى و خرج عثمان بن عفان و شيعته و نعثل بنى امية فعندها
يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ
»
( حكايت نعثل يهودى : نعثل شخصى بود در مدينه لحيانى و عثمان را به جهت آنكه او نيز لحيانى بود و ريش دراز داشت نعثل ميگفتند چنانچه از عايشه منقولست كه در حق عثمان ميگفت : اقتلوا نعثلا قتل اللَّه نعثلا ) بنا برين « و نعثل بنى اميه » عطف بيان « عثمان » خواهد بود ، يعنى وقتى كه بيرون آيم من و پيروان من به اين معنى كه رجعت كنيم در دار دنيا و بيرون آيد و رجعت كند عثمان پسر عفان و پيروان او كه آن نعثل بنى اميه است پس در نزد رجعت آرزو كنند كافران و پيروان نعثل كه كاشكى ما مسلمان و از پيروان امير - المؤمنين عليه السّلام ميبوديم .
ذَرْهُمْ
بگذار اى محمد اين كافران را در دار دنيا كه
يَأْكُلُوا
بخورند آنچه خواهند
وَ يَتَمَتَّعُوا
و برخوردارى يابند بدنياى خود
وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ
و مشغول گرداند ايشان را آرزوهاى بيهودهء ايشان از مستعد شدن راه آخرت و از آماده ساختن زاد آن راه
فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
پس زود باشد كه بدانند بدى اعمال خود را در وقتى كه جزاء آن