تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
اعمال را برأى العين مشاهده كنند .
وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ
جملهء مستثنى كه «
وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ
» است صفت « قريه » واقع شده يعنى هلاك نكرديم ما هيچيك از اهل قريه را مگر آنكه موصوف بودند به اينكه مر ايشان راست اجلى مقدر مكتوب در لوح المحفوظ اگر چه اصل درين مقام عدم ادخال واو است چنانچه حق تعالى در آيهء ديگر فرمود «
وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَها مُنْذِرُونَ
» ليكن صاحب كشاف تصريح كرد كه بواسطهء تأكيد لصوق و او ميتوان ميان صفت و موصوف درآورد و قاضى ناصر الدين بيضاوى گفته كه : چون صورت جملهء «
وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ
» مشابه صورت جملهء حاليه است و توهم حاليت درين جمله ميرود و در جملهء حاليه « واو » ميآرند پس بواسطهء تأكيد لصوق جملهء صفتى بموصوف و او درين جمله نيز داخل كرده‌اند .
ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها
پيش نميگيرد هيچ امتى مدت هلاك خود را
وَ ما - يَسْتَأْخِرُونَ
اى و ما يستأخرون عنه ، يعنى و باز پس نميمانند از آن اجل و چون مراد از امت قوم است لهذا ضمير راجع به آن را كه واو جمع « يستأخرون » است مذكر آورد و حاصل كلام آنست كه بايد كفار از مهلت يافتن در عذاب استيصال مغرور نشوند كه آن عذاب در وقت خود بر ايشان نازل خواهد شد نه از آن وقت پيشتر آيد و نه از آن پس ماند
وَ قالُوا
و گفتند كافران بطريق سخريه و استهزاء و ندا كردند بپيغمبر صلوات اللَّه عليه
يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ
اى آن كسى كه نازل گردانيده شده بر او قرآن
إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ
بدرستى كه تو هر آينه ديوانه‌اى و در دعوى رسالت و نزول قرآن مانند ديوانگان حرف ميزنى .
لَوْ ما تَأْتِينا
اى هلا تأتينا ؟ يعنى چرا نمىآرى بما
بِالْمَلائِكَةِ
فرشتگان را تا تصديق كنند ترا و گواهى دهند بر حقيت نبوت و رسالت تو يا تا عذاب كنند ما را بواسطهء تكذيبى كه ترا ميكنيم
إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
اگر باشى تو از