قطران آخرت همان تفاوت ميان آتش دنيا و آتش قيامت است « نعوذ باللّه منه » و جمعى از قراء « قطران » خواندهاند بتنوين « قطر » و « آن » كه « قطر » بمعنى نحاس يا صفر گداخته باشد و « آن » بمعنى منتهى در حرارت . و على بن ابراهيم از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه
« قطران و هو الصفر الحار الذائب يقول اللَّه انتهى حره »
و بعضى از عرفاء معاصرين گفتهاند كه : بناء اين حديث بر قرائت جمعى است كه قطران بتنوين هر دو خواندهاند كه قطر بمعنى صفر حار ذائب باشد و آن بمعنى منتهى در حرارت و معنى آيه چنين است كه قميص ايشان از صفر گرم گداختهايست كه در نهايت گرمى و حرارت باشد
وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ
و بپوشد رويهاى ايشان را آتش دوزخ به جهت آنكه به آن وجوه متوجه حق نشدهاند .
لِيَجْزِيَ اللَّهُ
متعلق است بامر مقدر ، اى يفعل بهم ذلك ليجزى اللَّه ، يعنى مىكند خداى تعالى با مجرمين آنچه مذكور شد تا آنكه جزا دهد خداى تعالى
كُلَّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ
هر شخصى را جزاى آنچه كرده و به عمل آورده
إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ
بدرستى كه خداى تعالى زود حساب كننده خلايق است مشغول نميسازد او را حساب شخصى از حساب ديگرى .
هذا
اين قرآن يا اين سوره
بَلاغٌ لِلنَّاسِ
كافى است مردمان را در موعظه
وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ
معطوف بر محذوف است به اين تقدير كه « هذا بلاغ للناس لينصحوا و لينذروا به » يعنى اين قرآن بس است مردمان را در موعظه تا نصيحت كرده شوند و تا بيم داده شوند به آن
وَ لِيَعْلَمُوا
و تا بدانند بعد از تأمل در آيات آن
أَنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ
اينكه او معبود يكتا و يگانهء بيهمتاست
وَ لِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ
و تا پند پذير شوند صاحبان عقل صافى از شايبه و هم باز ايستند از آنچه باعث عذاب و هلاك ايشان است .