تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
خاصّ مبعوث شده زيرا كه او فرستاده شده بود بسوى مدين كه آن قريهء كوچكى بود كه تمام نكرده بود چهل خانه را
أَخاهُمْ شُعَيْباً
براد نسبى ايشان را كه شعيب است و شعيب را خطيب الانبياء ميگويند . و قتاده گفته كه : شعيب دو نوبت مبعوث شده يك بار بمدين و ديگر بسوى اصحاب ايكه .
قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ
گفت شعيب مرقوم خود را كه اى قوم من عبادت كنيد خداى را
ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
نيست مر شما هيچ خدايى و معبودى بحقّ غير از او
قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ
بتحقيق كه آمد بشما معجزهء ظاهر از پروردگار شما . مشهور است كه معجزهء شعيب در قرآن مذكور نيست و در اخبار نيز ديده نشده و قراء را اعتقاد اينست كه چون اثرى از معجزهء شعيب در كتاب الهى نيست او را معجزه‌اى نبوده ، و اين اعتقاديست باطل زيرا كه معجزات انبيا در قرآن مذكور نيست و مع هذا حكمت الهى تقاضاى آن نميكند كه پيغمبرى را بدون معجزه مبعوث گرداند و صاحب كشاف گفته كه از معجزات شعيب عصائى بود كه بموسى داد و آن عصا اژدها ميشد ، و ديگر آنكه حضرت شعيب بموسى خبر داد كه اين گوسفندان كه ميبينى بچه‌هاى ابلق ميزايند مركب از سياه و سفيد و آنها را به تو بخشيدم و چنانچه شعيب گفته بود هم چنان بعرصه ظهور آمد ؛ و در آن وقت هنوز موسى دعوى نبوت نكرده بود كه تا توان گفت كه آنها معجزات موسىاند اما ميتوان گفت كه اينها معجزات موسى بوده كه قبل از بعثت بطريق ارهاص « 1 » از او ظاهر شده چنانچه مذهب اشاعره است ليكن چون اهل اعتزال قائل بارهاص نيستند لهذا صاحب كشاف خفزلى معتزلى الاصول حنفى الفروع اين امور را از معجزات شعيب شمرده . اللَّه اعلم بحقائق الامور . گويند قوم شعيب را با وجود كفر دو كيل بود ، يكى از ديگرى بزرگتر از بزرگ خريدندى و از خرد فروختندى و خيانت در كيل و وزن ميكردند شعيب گفت
هامش
( 1 ) بمعنى تأسيس امر است .