وادارد بر دو قسم متصور است : يك قسم بجبر و قهر و قسمى ديگر بالقاء وساوس در دل آن شخص پس وساوس نيز نوعى از سلطان خواهد بود و بعضى گفتهاند كه : كلمهء « الا » بمعنى استثناء منقطع است يعنى نبود مرا بر شما تسلطى ليكن آنچه كردم اين است كه خواندم شما را بوسوسه و فريب
فَاسْتَجَبْتُمْ لِي
پس شما اجابت كرديد مرا بسوء اختيار خود
فَلا تَلُومُونِي
پس ملامت مكنيد مرا بوسوسهء من از رسيدن عذاب بر شما
وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ
و ملامت كنيد نفسهاى خود را كه بوسوسهء من از راه رفتن و قول خداى تعالى را كه فرموده « شيطان عدوى شماست ازو بر حذر باشيد » نشنيديد پوشيده نماند كه اين آيات دلالت ظاهره دارند بر اين كه عباد فاعل افعال خودند نه چنانچه مجبره گويند كه :
فاعل افعال عباد خداى تعالى است .
ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ
نيستم من امروز فرياد رس شما از عذاب
وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ
و نيستيد شما نيز فرياد رس من
إِنِّي كَفَرْتُ
بدرستى كه من بيزار شدم ، و در احاديث كثيره وارد شده كه « كفر » درين جا بمعنى برائت و بيزاريست
بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ
كلمهء « ما » مصدرى است و مدخول خود را بمصدريّت فروز ميآرد ، اى باشراككم اياى من قبل هذا اليوم اى فى الدنيا ، يعنى تبرى كردم و بيزار شدم بشريك گردانيدن شما مرا با خداى تعالى پيش ازين يعنى در دنيا
إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
بدرستى كه ستمكاران و مشركان مر ايشانراست عذابى دردناك در مجمع البيان و تفسير كبير مذكور است كه أظهر اينست كه «
إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
» كلام حق تعالى باشد و بعضى گفتهاند كه : همه كلام ابليس است و اشارتست بقطع طمع كفار از فرياد رسيدن او مر ايشان را زيرا كه هر گاه شيطان بگويد كه : ستمكاران كه از جمله آنها اوست گرفتار عذاب دردناك باشند پس چه نوع او بفرياد ايشان توان رسيد و رفع عذاب از آنها تواند كرد ؟
و بعد از وعيد كفار در مقام وعد اهل ايمان ميفرمايد :
وَ أُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُوا
و