تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
قالُوا
گويند آن متكبران :
لَوْ هَدانَا اللَّهُ
اگر از عذاب خلاص مينمود ما را خداى تعالى
لَهَدَيْناكُمْ
هر آينه ما نيز خلاص ميكرديم شما را از عذاب ليكن از همه جهت راه خلاصى از براى ما و شما مسدود است
سَواءٌ عَلَيْنا
يكسانست بر ما
أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا
يا جزع كنيم يا صبر نمائيم
ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ
نيست ما را هيچ گريز گاهى از عذاب دوزخ .
وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ
و گفت شيطان آن هنگام كه گزارده شود كار و فراغت از آن حاصل شود بدخول اهل جنت بجنت و اهل نار بنار و على بن ابراهيم گفته : « لما قضى الامر اى لما فرغ من الدنيا » يعنى گفت شيطان آن هنگام كه فراغت يافته باشد امر دنيا و از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه « كلما كان فى القرآن : قال الشيطان ، يريد به الثانى »
إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ
بدرستى كه خداى تعالى وعده داده شما را وعدهء راست و درست كه آن وعده بحشر و جزاست آورده‌اند كه ابليس به حكم خداى تعالى بر منبرى از آتش برآيد و گويد كه : اى ملامت كنندگان از اهل دوزخ بدرستى كه خداى تعالى وعدهء منجزه بشما داده و وفا بوعدهء خود كرده
وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ
و وعده دادم من شما را وعدهء باطل كه آن عدم حشر و جزاست و گفتم : اگر حشر باشد أصنام شفيع شما خواهند بود ، پس وعده كردم و وفا ننمودم بوعده‌اى كه بشما كرده بودم
وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ
و نبود مرا بر شما
مِنْ سُلْطانٍ
هيچگونه سلطنتى و تسلطى كه جبر شما توانستم كرد بر كفر و عصيان
إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ
مگر آنكه من شما را بخواندم و وسوسه كردم ، بنا بر اين كلمهء « الا » درين مقام استثناء متصل خواهد بود ، و چون لازم است كه مستثنى در استثناء از جنس مستثنى منه باشد بايد كه دعوت و وسوسه از جنس سلطان باشد و حال آنكه بحسب ظاهر اين چنين نيست زيرا كه در ضمن دعوت سلطنتى و تسلطى ملحوظ نيست مگر آنكه گفته شود كه : قدرت انسان بر اينكه شخصى را بكارى بخواند و او را بكارى