تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
بَعْدِهِمْ
از پس استيصال و اهلاك ايشان
ذلِكَ
اين اهلاك ظالمين و اسكان مؤمنين
لِمَنْ خافَ مَقامِي
اى لمن خاف موقفى للحساب ، يعنى براى كسى كه بترسد موقفى را كه من براى حساب و جزا مقرر كرده‌ام
وَ خافَ وَعِيدِ
اى و لمن خاف وعيدى بالعذاب ، يعنى و براى كسى كه بترسد وعيد مرا به عذاب .
وَ اسْتَفْتَحُوا
معطوفست بر «
فَأَوْحى إِلَيْهِمْ
» يعنى و طلب فتح و نصرت كردند اين پيغمبران و خداى تعالى فتح و نصرت بايشان داد و ميتواند كه فتح بمعنى حكم باشد چنانچه در آيهء « 1 » «
رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ
» مذكور شد يعنى انبياء طلب كردند از خداى تعالى كه حكم به حق كند ميان ايشان و ميان اعداء ايشان و خداى تعالى حكم به حق كرد
وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ
و بنا بر فتح و نصرت انبياء يا بنا بر حكم الهى مؤمنين باميد خود رسيدند و نوميد و بىبهره گشتند هر متكبر اعراض كننده از حق و فى رواية ابى الجارود عن ابى جعفر عليه السّلام قال « العنيد المعرض عن الحق » .
مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ
و پيش هر جبار عنيد است دوزخ بنا بر اين « من ورائه » بمعنى « من بين يديه » مىشود و چون اين معنى وراء حقيقى نيست بعضى گفته‌اند كه مضاف درين جا محذوف است ، اى من وراء حياته جهنم ، يعنى از پس زندگانى آن جبار عنيد دوزخ است ، و بعضى گفته‌اند كه : ضمير « ورائه » راجع به « خيبت » است كه از لفظ « خاب » مفهوم ميگردد يعنى پس از خيبت و نااميدى او دوزخى است كه او را در آنجا مياندازند
وَ يُسْقى
و ميآشامانند او را
مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ
از خون و چركى كه از فرج زانى بيرون آيد و به صورت آب باشد ، بنا برين « و يسقى » معطوف بر جملهء مقدر است و تقدير كلام چنين است كه « من ورائه جهنم يلقى و يسقى من ماء نار » .
يَتَجَرَّعُهُ
در حالتى كه تكليف ميكنند و به زور واميدارند او را كه آن صديد را جرعه جرعه بنوشد تا هر دم مزهء آن بكام جان او برسد ، بنا برين « يتجرعه » حال از
هامش
( 1 ) سورهء اعراف ، آيهء 88 .