روايت كرده كه در تفسير «
وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ
» فرمودند كه :
يخافون أن يحسب عليهم السيئات و لا تحسب لهم الحسنات
وَ الَّذِينَ صَبَرُوا
و آن صاحبان عقل صبر كردند بر مكاره نفس و مخالفت هوى
ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ
براى طلب رضاى پروردگار خود نه بريا و سمعه
وَ أَقامُوا الصَّلاةَ
و بپاى داشتند نماز مفروضه را
وَ أَنْفَقُوا
و نفقه دادند
مِمَّا رَزَقْناهُمْ
بعضى از آنچه بايشان داده بوديم
سِرًّا وَ عَلانِيَةً
پنهان و آشكارا
وَ يَدْرَؤُنَ
اى و يدفعون ، چنانچه على بن ابراهيم از تصريح كرده يعنى و دفع ميكنند
بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ
به نيكويى بدى را على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله بمرتضى على عليه السّلام فرمودند كه : اى على هر گاه تو كار بدى كنى و در عقب آن كار نيكى بكن تا آن كار نيك محو كند اين كار بد را ، بر تو است اى على كارهاى خوب زيرا كه كار نيك دفع مىكند اقسام بديها را ، و اين قول حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله مر مرتضى على عليه السّلام را نه به جهت آن بود كه از او كار بدى ناشى ميشده بلكه اين قول بواسطهء تأديب ديگران بود ، مؤيد اين حديثى است كه على بن ابراهيم رحمه اللَّه تعالى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه روزى امير المؤمنين عليه السّلام روبروى حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله آمد در وقتى كه آن حضرت دست مبارك خود را بر دوش عباس گذاشته بود امير المؤمنين عليه السّلام چون نزديك رسيد حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله او را در بغل گرفت و ميان دو چشم او را بوسيد پس عباس بر امير المؤمنين عليه السّلام سلام كرد و حضرت جواب سلام خفيفى داد كه مشعر بر تعظيم و تكريم عباس نبود عباس غضبناك شده گفت : اى رسول خدا على كبر را نميگذارد ، حضرت فرمود : اى عباس در حق على اين نوع گفتگو مكن زيرا كه من قبل ازين باندك زمانى از جبرئيل پرسيدم جبرئيل گفت : ملاقات كردند با من دو فرشته كه موكل بر مرتضى علىاند و ايشان گفتند كه : از آن روزى كه على متولد شده تا اين زمان ما ننوشتهايم در صحيفهء اعمال او عملى بد را .