آفريدن خداى تعالى
فَتَشابَهَ الْخَلْقُ
تا آنكه متشابه شود خلق خدا و خلق شركا
عَلَيْهِمْ
بر ايشان و ندانند كه خلق خدا كدام است و خلق شركاء كدام ، و نگويند كه چون خداى تعالى خالق اشياء و مستحق عبادت است خدايان ما نيز خالق و مستحق عبادتند پس ايشان فرا گرفتهاند شركاء عاجزى كه قادر نيستند بر آنچه خلق خدا بر آن قادرند چه جاى آنكه قادر باشند بر آنچه خالق اين خلق قادر بر آنست ، بنا بر اين اين شركاء اصلا مستحق عبادت نخواهند بود
قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
بگو اى محمد كه : خداى تعالى آفرينندهء همهء چيزهاست نه غير او پس او مستحق عبادتست نه غير او .
پوشيده نماند كه مجبره - خذلهم اللَّه - بعموم اين آيت استدلال كردهاند كه افعال عباد مخلوق خداى تعالى است نه مخلوق عباد ، و جواب اينست كه هر گاه اين آيت بعموم خود باقى باشد بايد كه عبادتى كه مشركين اصنام را كنند آن نيز مخلوق خداى تعالى باشد پس اين آيه حجت مشركين خواهد بود بر خداى تعالى چه درين صورت ايشان را ميرسد كه بگويند : بار خدايا تو در ما ايجاد عبادت اصنام كردهاى پس بكدام وجه توبيخ و سرزنش ما ميكنى ؟ بنا برين فايدهء اين آيت كه توبيخ بر مشركين است باطل و عاطل است پس مراد از « كل شىء » مخصوص خواهد بود به آسمان و زمين و حيوانات و نباتات و جمادات و أصناف خلق از جواهر و اعراض غير از حركات عباد و افعال ايشان و معتزله به اين آيهء كريمه استدلال بر عينيت صفات الهى كردهاند برينوجه كه اگر صفات خداى تعالى زائد بر ذات خداى تعالى باشد آن صفات احتياج بخالقى و موجدى خواهند داشت خالق آنها غير خداى تعالى نميتواند كه باشد بعموم آيه زيرا كه صفات خداى تعالى نيز داخل در « شىء » است و اگر خداى تعالى خالق آنها باشد تسلسل لازم ميآيد چه بدون وجود و حيات علم و قدرت و اراده ايجاد چيزى از حيطهء امكان بيرون است .
وَ هُوَ الْواحِدُ
و اوست يگانه در الوهيت
الْقَهَّارُ
غالب بر همهء چيزها .