تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
اقرار ايشان با آنكه عالم نبود كه پيدا شد
فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ
پس سزاوار است كه تعجب كنند جميع مردم از قول ايشان به جهت آنكه هر گاه خداى تعالى قادر بر ايجاد ابتدايى باشد چرا قادر بر اعاده كه ايجاد ثانويست نباشد با وجود آنكه اين اسهل از اول است و قول ايشان اينست
أَ إِذا كُنَّا تُراباً
آيا ما مبعوث و محشور ميشويم در وقتى كه بوده باشيم ما خاك بعد از موت پس اذا « أ إذا كنا » منصوب خواهد بود بفعل مضمر كه آن « نبعث و نحشر » است و بدل خواهد بود از « قولهم »
أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ
آيا ما هر آينه باشيم در خلقت تازه و نوبت ديگر ما را زنده گردانند .
أُولئِكَ
اين گروه منكرين
الَّذِينَ
آنانند كه
كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ
انكار كردند . پروردگار خود را يعنى انكار كردند قدرت خاص او را كه قدرت بر بعثت است
وَ أُولئِكَ
و اين گروه
الْأَغْلالُ
غلهاى آتشين
فِي أَعْناقِهِمْ
در گردنهاى ايشانست . در روز قيامت و ميتواند كه مراد درين روز باشد به اين معنى كه آن جماعت در دنيا مقيدند . بغلهاى ضلال و گمراهى كه اميد خلاصى ايشان را از آن قيد نيست
وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ
و اين گروه در آخرت اصحاب آتش دوزخ‌اند
هُمْ فِيها خالِدُونَ
در حالتى كه ايشان نه غير ايشان در آن آتش جاويد ماندگانند . و ايراد ضمير فصل اشارت بر اينست كه خلود مختص بكفار است .
وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ
و طلب تعجيل ميكنند اين منكرين از تو بطريق استهزاء
بِالسَّيِّئَةِ
بعقوبت و عذاب كه بسبب انكار بعث مستحق آن شده‌اند
قَبْلَ الْحَسَنَةِ
پيش از ثوابى كه وعده شده ايشان را بايمان ، يا مراد آن است كه ايشان طلب تعجيل ميكنند بعقوبتى كه براى ايشان مقرر شده قبل از حسنه كه آن تاخير و امهال است زيرا كه حق تعالى عذاب استيصال را ازين امت صرف كرده و تاخير فرموده تا روز قيامت و ايشان بطريق سخريه ميخواهند كه عذاب استيصال بر ايشان تاخير نشود
وَ قَدْ خَلَتْ
و حال آن كه گذشته است
مِنْ قَبْلِهِمُ
پيش از ايشان
الْمَثُلاتُ
عقوبتهاى امثال