بيرون آورد
لَكُمْ
براى شما و باقتراح شما
آيَةً
در حالتى كه آن نشانهايست بر حقيت من
فَذَرُوها
پس بگذاريد اين ناقهء خدا را
تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ
كه تا بخورد گياه را در زمين خدا
وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ
و مرسانيد بوى هيچ بدى كه اگر بدى برسانيد
فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
پس فرا گيرد شما را عذابى دردناك .
وَ اذْكُرُوا
و ياد كنيد
إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ
وقتى را كه گردانيد شما را ساكنان و جانشينان در زمين حجر
مِنْ بَعْدِ عادٍ
از پس هلاك و استيصال قوم عاد
وَ بَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ
و جاى داد شما را در زمين
تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً
فرا ميگيريد و بنا ميكنيد از زمين هموار آن أرض كوشكها
وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً
اى و تنحتون من الجبال ، يعنى و ميتراشيد و ميسازيد از كوهها خانهها مرويست كه چون ايشان را عمرهاى دراز بود بناها و سقفهاى گل پيش از انقضاى عمرهاى ايشان منهدم ميگرديد لهذا ايشان محتاج بودند كه در كوهها كه از سنگ و در نهايت استحكام است خانها بسازند كه تا مرافقت با عمر دراز ايشان نمايد و بهر حال آخر اين سنگلاخ دنيا گذشتنى و گذاشتنى است
فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ
پس ياد كنيد نعمتهاى خدا را كه بشما داده
وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ
و مبالغه مكنيد در زمين
مُفْسِدِينَ
حالكونى كه مفسد باشيد يعنى مبالغه در فساد مكنيد .
پس قوم صالح از جواب صالح اعراض نموده متعرض جمعى كه ايمان آورده بودند شدند چنانچه حق تعالى ميفرمايد كه :
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا
گفتند گروهى از اشراف كه تكبر و سركشى كردند از ايمان آوردن بصالح
مِنْ قَوْمِهِ
از قوم صالح
لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا
مر آنان را كه ضعيف و عاجز شمردند آن قوم
لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ
كسانى كه ايمان آورده بودند از آن قوم صالح مخفى نماند كه «
لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ
» بدل
« لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا »
است و اگر ضمير « منهم » راجع بقوم است بدل كل خواهد بود و اگر راجعست به
« لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا »
بدل بعض خواهد بود چنانچه بر عارف پوشيده نيست
أَ تَعْلَمُونَ