تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً
يعنى و بتحقيق فرستاديم بسوى قبيلهء ثمود كه ثمود نام جد آن قبيله بوده ، برادر نسبى ايشان صالح را و از حديث كتاب كمال الدين و تمام النعمه معلوم مىشود كه ثمود نام قريه است زيرا كه در آن كتاب از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه خداى تعالى انبيا به جهت عامهء خلق مبعوث كرده و براى جمعى خاص نيز چنانچه صالح را بر اهل ثمود فرستاد و آن ثمود قريهء واحده است كه تمام نكرده آن قريه چهل خانه را و بود آن قريهء كوچكى
قالَ
گفت صالح :
يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ
اى قوم من عبادت كنيد خداى تعالى را
ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
نيست مر شما را هيچ معبودى مستحق عبوديت بجز او و قوم ثمود تصديق صالح ننموده اشارت بسنگى كردند كه اگر ازين سنگ براى ما شتر بختى بسيار موى آبستن بيرون آرى ترا صادق دانيم و ايمان به تو آريم حضرت صالح فرمود كه : آنچه شما از من ميطلبيد بر من مشكل و بر پروردگار من آسانست پس دعا كرد فى الحال آن سنگ شكافته شد بحيثيتى كه نزديك بود كه عقلهاى ايشان از سر ايشان بيرون رود ، و شتر مطلوب ايشان بيرون آمد . و صالح بعد از اين معجزه گفت : اى قوم من
قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ
بتحقيق آمد بشما معجزهء روشن از نزد پروردگار شما كه دالست بر صحت رسالت و نبوت من گويا سائلى گفت كه : كدام است آن بينه و معجزه ؟ در جواب فرمود :
هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ
آن بينه شتر خداى است كه آن را خداى تعالى بقدرت كاملهء خود بدعاء من از سنگ خارا
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 53 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي