تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
آيا ميدانيد شما
أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ
اينكه صالح فرستاده شده است
مِنْ رَبِّهِ
از نزد پروردگار او و اين كلام را بر سبيل استهزا و سخريه ميگفتند و چون ارسال صالح از جانب پروردگار او از امور يقينيه بود كه اصلا شك را در آن راه نبود بنا برين متعرض جواب ايشان بلفظ « نعم » نشدند بلكه ايشان متعرض ايمان خود شده
قالُوا
گفتند آن ضعفاء مؤمنين :
إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ
بدرستى كه ما به آن چيزى كه صالح به آن فرستاده شده
مُؤْمِنُونَ
ايمان آورنده و تصديق كننده‌ايم .
قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا
گفتند آنان كه سركشى كردند از ايمان به خدا و برسول او :
إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ
بدرستى كه ما به آن چيزى كه ايمان آورده‌ايد شما به آن ناگرويدگانيم .
فَعَقَرُوا النَّاقَةَ
پس پى كردند ناقهء صالح را اگر چه « عقر » از يك كس سر زده أما چون همهء ايشان راضى به آن بودند گويا كه همه در عقر شريك بودند بنا برين عقر را نسبت به همه داد و فرمود : «
فَعَقَرُوا النَّاقَةَ
»
وَ عَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ
و سركشى كردند از فرمانبردارى پروردگار خود كه فرموده بود كه «
فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ
»
وَ قالُوا
و گفتند از روى سخريه :
يا صالِحُ ائْتِنا
اى صالح بيار براى ما
بِما تَعِدُنا
آن چيزى را كه ما را به آن وعيد ميكردى و ميترسانيدى از عذاب
إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
اگر هستى تو از فرستاده شدگان به حق
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ
پس فرا گرفت اين كفار سركش را زلزله يا صيحه‌اى كه متضمن زلزله بود
فَأَصْبَحُوا
پس صبح كردند و ميتواند كه « أصبح » بمعنى صار باشد اى فصاروا يعنى پس گشتند
فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ
در خانه‌هاى خود بر روى در افتادگان و مردگان .
فَتَوَلَّى عَنْهُمْ
پس روى بگردانيد صالح ازين سركشان و قبيلهء ايشان را جاثمين ديد
وَ قالَ
و گفت از روى تحسّر بر قوم كفار خود :
يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ
اى قوم من هر آينه بتحقيق رسانيدم بشما
رِسالَةَ رَبِّي
پيغام پروردگار خود را
وَ نَصَحْتُ لَكُمْ
و نصيحت