يعنى قوم ايشان بوعدهء ايمان با ايشان دروغ گفتند و ايمان نياوردند زيرا كه بر قوم ايشان بواسطهء كفر عذابى نازل نشد و انبيا را نصرتى لاحق نگرديد
جاءَهُمْ نَصْرُنا
آمد بپيغمبران نصرت ما كه آن نزول عذاب بر مكذبين ايشان است
فَنُجِّيَ
پس نجات يافته شد
مَنْ نَشاءُ
هر كس كه خواستيم از پيغمبران و متابعان ايشان و چون اهل نجات معلوم است كه انبياء و مؤمنيناند و به غير ايشان صلاحيت نجات ندارند لهذا تعيين ناجين نكرد
وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا
و بازگردانيده نميشود عذاب ما
عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ
از گروه كافران گنهكار .
لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ
هر آينه بتحقيق هست در قصههاى انبياء و امتهاى ايشان يا در قصهء يوسف و برادران او
عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ
اعتبارى و پندى مر خداوندان عقلها را .
ما كانَ
نيست قرآن
حَدِيثاً يُفْتَرى
سخنى كه افترا كرده شده باشد
وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ
و ليكن هست مصدق آنچه بوده پيش از آن از كتب منزله
وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ
و بيان كنندهء همهء چيزها كه بندگان بان محتاج باشند
وَ هُدىً
و راه نماينده است مر سالكان طريق حق را
وَ رَحْمَةً
و نعمت است
لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
براى انتفاع جمعى كه تصديق آن مينمايند .