تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
يعقوب لم يعرف الاسترجاع فمنها قال : وا أسفا على يوسف » و أيضا روايت مىكند كه از آن حضرت پرسيدند كه اندوه يعقوب بچه مرتبه رسيده بود ؟ فرمودند كه : بمرتبهء اندوه هفتاد زن گريه كننده در فوت اولاد ايشان و در تفسير عياشى روايت كرده كه « قيل للصادق عليه السّلام : كيف حزن يعقوب على يوسف و قد اخبر جبرئيل انه لم يمت و انه سيرجع اليه ؟ فقال : انه نسى ذلك » . پوشيده نماند كه اين حديث مؤيد مذهب صدوق رضى اللَّه عنه است كه نسيان بر انبيا در غير امور تبليغى جايز است ، و اما بنا بر مذهب حق آنان كه أصلا نسيان بر انبيا جايز نميدارند اين حديث و أمثال آن را اگر صحيح دانند حمل بر تقيه ميكنند .
وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ
و سفيد شده بود هر دو چشم او بواسطهء گريهء بسيار از اندوه مفارقت يوسف على بن ابراهيم گفته كه : «
وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ
اى عميت من البكاء » يعنى دو چشم يعقوب كور شده بود از گريهء بسيار
فَهُوَ كَظِيمٌ
پس او پر شده بود از خشم فرزندان و اظهار آن نمىكرد يا آنكه او فرو خورندهء خشم فرزندان خود بود بنا بر اول « كظيم » فعيل بمعنى مفعول است ، و بنا بر ثانى فعيل بمعنى فاعل است . و چون فرزندان يعقوب از او فرياد « يا أسفا » شنيدند و اضطراب او مشاهده كردند
قالُوا
گفتند :
تَاللَّهِ
به خدا قسم كه
تَفْتَؤُا
اى لا تفتؤ ، پس « لا » را حذف كرده‌اند و « لا تفتؤ » بمعنى « لا تزال » است يعنى هميشه
تَذْكُرُ يُوسُفَ
ياد ميكنى تو يوسف را
حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً
تا وقتى كه بگردى تو بيمار مشرف بر موت و هلاكت
أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ
يا بگردى از جملهء هلاك شدگان .
قالَ
گفت يعقوب :
إِنَّما أَشْكُوا
جزين نيست كه شكايت مىكنم
بَثِّي وَ حُزْنِي
هم و غم خود را
إِلَى اللَّهِ
بسوى خداى تعالى كه رافع غايلهء هموم و دافع هايلهء غموم است و اظهار شكوه نه بشما ميكنم و نه به غير شما پس بگذاريد مرا با شكايت من در كتاب معانى الاخبار از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود كه