آمد دست او به بدن يهودا رسيد التهاب غضب يهودا فرو نشست ، و باز با يوسف در مقام گفتگو در آمد تا سه مرتبه و هر مرتبه يوسف آتش غضب او را به آب مساس بدن فرزند خود فرو مىنشانيد پس يهودا گفت كه : بيقين درين خانه شخصى از أولاد يعقوب هست .
قالَ
گفت يوسف در جواب برادران :
مَعاذَ اللَّهِ
پناه ميگيرم به خدا پناه گرفتنى
أَنْ نَأْخُذَ
ازين كه اخذ كنيم و بگيريم
إِلَّا مَنْ وَجَدْنا
مگر آن كس را كه يافتهايم
مَتاعَنا عِنْدَهُ
متاع خود را نزد او و اگر ديگرى را بجاى او بگيريم
إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ
بدرستى كه ما باشيم درين هنگام از ستمكاران بنا بر مذهب پدر شما درين مقام « الا من سرق متاعنا » كه مناسب بود نگفت تا اشعار باشد بر اينكه مراد از « لسارقون » كه قبل ازين گذشت سرقت صاع نيست بلكه مراد سرقت يوسف است كه از برادران او سر زد چنانچه پيش ازين دانستى .
فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا
پس در آن وقت كه نوميد شدند
مِنْهُ
از ملك مصر و دانستند كه بنيامين را همراه ايشان نميكند
خَلَصُوا
بكناره رفتند
نَجِيًّا
در حالتى كه رازگويان بودند چون « نجيا » مصدر يا بر وزن مصدر است و در مصدر جمع و افراد مساوى است بنا برين درين جا بعوض جمع « نجيا » مفرد آورد
قالَ كَبِيرُهُمْ
گفت بزرگ ايشان ، به اعتقاد على بن ابراهيم مراد از « كبيرهم » لاوى بن يعقوبست و بعضى گفتهاند كه : مراد از آن يهود است كه در عقل و ذكا بزرگتر اولاد يعقوب بود محمد بن مسعود عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود :
« لما استيأس اخوة يوسف من اخيهم قال لهم يهودا و كان اكبرهم لن ابرح الارض الاية »
و بعضى گفتهاند كه : مراد روبيل است كه در سن بزرگ تر بود و اين روبيل پسر خالهء يوسف است و بعضى ديگر كبير شمعون را ميدانند كه رئيس اولاد يعقوب بود
أَ لَمْ تَعْلَمُوا
آيا نميدانيد شما
أَنَّ أَباكُمْ
اينكه پدر شما
قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ
بتحقيق اخذ