پس فرزندان يعقوب به حكم يهودا يا غير او روى بكنعان نهادند و موافق گفتهء او بعرض پدر بزرگوار خود رسانيدند و او اين ماجرا را از ايشان قبول ننموده
قالَ
گفت بايشان كه : امر نه چنين است كه شما مىگوييد
بَلْ سَوَّلَتْ
بلكه بياراسته و آسان كرده
لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ
براى شما نفسهاى شما
أَمْراً
كارى را كه خواستهايد و اگر نه ملك مصر چه ميدانست كه جزاى سرقت حبس و استرقاق سارقست
فَصَبْرٌ جَمِيلٌ
پس كار من صبر نيكوست در تفسير عياشى از جابر روايت كرده كه او گفته كه : من از حضرت ابى - جعفر عليه السّلام پرسيدم كه « صبر جميل » كدام است ؟ حضرت فرمود :
« فذلك صبر ليس فيه شكوى الى الناس »
چنانچه ترجمهء اين حديث قبل ازين گذشت
عَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعاً
شايد كه خداى تعالى بياورد نزد من همهء ايشان را كه يوسف و بنيامين و برادر ديگر ايشانست كه در مصر مانده
إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ
بدرستى كه اوست دانا به حال من و به حال فرزندان من
الْحَكِيمُ
درست كردار راست گفتار است .
وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ
و روى بگردانيد يعقوب از فرزندان خود
وَ قالَ يا أَسَفى
و گفت اى شدت حزن و اندوه من بيا كه وقت تست
عَلى يُوسُفَ
بر فراق يوسف « يا اسفا » در اصل « يا اسفى » بياء متكلم بوده آن يار ابدل به ألف كردند چنانچه اين قاعده در منادى جاريست و اظهار شدت چون دربارهء يوسف دون برادران ديگر دال بر آنست كه مصيبت مفارقت يوسف پيش يعقوب هميشه تازه است و چنان اندوه فراق يوسف اطراف دل او را گرفته كه جاى اندوه ديگرى در آن نمانده و چون در غير شريعت پيغمبر ما صلّى اللَّه عليه و آله در حين نزول مصيبت كلمهء استرجاع نبوده لهذا حضرت يعقوب متنطق به يا اسفا شد و «
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
» نگفت در تفاسير عامه مذكور است كه « و
فى الحديث لم تعط امة من الامم
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
عند المصيبة الا امة محمد صلّى اللَّه عليه و آله الا ترى الى يعقوب حين أصابه ما أصحاب لم يسترجع و قال : يا أسفا
» على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمودند كه :
« ان