يعنى رجل شرابى
وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ
و ياد آورده بود حال يوسف را بعد از زمانى دور و دراز
أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ
من خبردار گردانم شما را بتعبير اين خواب جملهء «
وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ
» جملهء معترضه است و مقول « قال » قول خداى تعالى است كه فرموده : « أنا انبئكم »
فَأَرْسِلُونِ
پس بفرستيد مرا بسوى كسى كه نزد اوست علم تعبير رؤيا ، يا بفرستيد مرا در سجن كه در آنجا شخصى هست كه عالم است بتأويل و تعبير رؤيا اگر چه اين دو توجيه در تعبير مختلفاند اما مناط هر دو يك چيز است .
ملك مصر او را بنزد يوسف فرستاد و چون او به خدمت يوسف آمد گفت :
يُوسُفُ
اى يوسف
أَيُّهَا الصِّدِّيقُ
اى راست گوينده ، توصيف او بصدق كردار براى مبالغه در صدق است از جهت آنست كه آن جوان تجربهء صدق يوسف كرده بود در تعبير رؤيا هم دربارهء خود و هم دربارهء مصاحب خود كه آن جوان خباز بود
أَفْتِنا
خبر ده ما را
فِي سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ
در هفت گاو فربه كه
يَأْكُلُهُنَّ
بخورند آنها را
سَبْعٌ عِجافٌ
هفت گاو لاغر يعنى خبر ده ما را بتأويل و تعبير اين چنين خوابى
وَ سَبْعِ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ
و خبر ده ما را در هفت خوشههاى سبز
وَ أُخَرَ يابِساتٍ
و هفت خوشههاى خشك شده كه خود را بر آن خوشههاى سبز پيچيده باشند و آنها را نيز خشك ساخته باشند يعنى از تعبير اين چنين خوابى نيز ما را خبردار گردان
لَعَلِّي أَرْجِعُ
تا باشد كه من برگردم با تعبير خواب
إِلَى النَّاسِ
بسوى مردمان يعنى بسوى ملك مصر و ياران او
لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ
شايد كه بدانند ايشان تعبير خواب ملك را و حال ترا نيز بدانند .
قالَ
گفت يوسف :
تَزْرَعُونَ
زراعت كنيد شما بنا برين « تزرعون » خبرى است در معنى امر
سَبْعَ سِنِينَ
هفت سال متوالى كه «
سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ
» عبارت از آن است
دَأَباً
أى دائبين ، حالكونى كه بر عادت مستمرهء خود باشيد
فَما حَصَدْتُمْ
پس آنچه بدرويد از غلات
فَذَرُوهُ
پس بگذاريد آنها را
فِي سُنْبُلِهِ
در خوشهء آنها ، يعنى غلاتى را كه ميدرويد با خوشههاى آنها ذخيره كنيد كه از اكل سوس و ساير آفات