در تفسير عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه چون ملك مصر امر بحبس و قيد يوسف نمود حق تعالى در محبس علم تأويل رؤيا را بيوسف الهام نمود و در زندان براى اهل آن تعييرها ميكرد و آن دو جوان در زندان از يوسف پرسيدند كه صنعت و كار تو چيست ؟ يوسف فرمود : صنعت من تعبير خوابست بنا برين
قالَ أَحَدُهُما
گفت يكى از آن دو جوان كه صاحب شراب ملك بود
إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً
بدرستى كه من ميديدم در خواب كه مىافشردم سه خوشهء انگور را براى شراب ملك بعضى گفتهاند كه « خمر » بلغت عمان نام « عنب » است و قرائت ابن مسعود « اين أعصر عنبا » است
وَ قالَ الْآخَرُ
و گفت آن ديگر كه خباز ملك بود :
إِنِّي أَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً
محمد بن مسعود عياشى تفسير اين آيه را از حضرت صادق آل محمد صلوات اللَّه عليه و آله اين چنين روايت كرده كه
« انى ارانى أحمل فوق رأسى جفنة فيها خبز »
يعنى معنى آيه اينست كه بدرستى كه من ميديدم خود را كه بر ميداشتم بر بالاى سر خود كاسهاى را كه در آن نان بود پس مراد از برداشتن نان برداشتن ظرف نان است با نان
تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ
ميخوردند مرغان از آن نانى كه در ظرف بود
نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِهِ
آگاه گردان ما را بتعبير اين خواب
إِنَّا نَراكَ
بدرستى كه ما مىبينيم ترا
مِنَ الْمُحْسِنِينَ
از نيكوكاران .
در اصول كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه يوسف را از جملهء محسنين به جهت آن گفتند كه :
« كان يوسع المحبس و يستقرض للمحتاج و يعين الضعيف »
و على بن ابراهيم از آن حضرت روايت كرده كه
« كان يقوم على المريض و يلتمس للمحتاج و يوسع على المحبوس » .
قالَ لا يَأْتِيكُما
گفت : نيايد بشما
طَعامٌ تُرْزَقانِهِ
طعامى كه روزى داده شويد به آن
إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ
مگر آنكه خبر دهم شما را بتأويل آن طعام يعنى بحقيقت و كيفيت آن
قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما
پيش از آن بيايد بشما
ذلِكُما
اينكه گفتم بشما
مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي
از آن چيزيست كه بياموخت مرا پروردگار من بطريق وحى يا الهام