تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
اللَّه عليه و آله خروج كند و پشت مبارك خود را به ديوار كعبه گذارد و سيصد و سيزده كس از مواليان او نزد او حاضر شوند اول كسى كه متنطق شود بآيهء «
بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
» آن حضرت خواهد بود ، پس آن حضرت گويد : « أنا بقية اللَّه و حجته و خليفته عليكم » و بعد ازين هيچ احدى بر آن حضرت سلام نكند مگر آنكه گويد : السلام عليك يا بقية اللَّه فى ارضه
وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ
و نيستم من بر شما نگاهبان يعنى من نگاهبان شما از قبايح نيستم يا آنكه من حافظ اعمال شما نيستم تا آنكه من شما را بواسطهء آن جزا دهم بلكه من ناصح شما و رسانندهء احكام الهى ام بر شما .
قالُوا يا شُعَيْبُ
گفتند قوم شعيب : اى شعيب
أَ صَلاتُكَ
آيا نماز تو
تَأْمُرُكَ
امر مىكند ترا كه تكليف كنى ما را
أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا
اينكه ترك كنيم و واگذاريم آنچه را كه ميپرستيدند پدران ما ؟ چون شعيب كثير الصلاة بود بنا برين صلاة را در ميان افعال حسنهء او مختص بذكر گردانيدند و به جهت كثرت صلاة شعيب بعضى قرا « أ صلاتك » را بلفظ جمع خوانده‌اند
أَوْ أَنْ نَفْعَلَ
يا آنكه ترك كنيم فعل ما را
فِي أَمْوالِنا
در مالهاى خود
ما نَشؤُا
آنچه خواهيم بنا برين تفسير «
أَوْ أَنْ نَفْعَلَ
» معطوفست بر «
ما يَعْبُدُ آباؤُنا
» و كلمهء « أن » مصدريست كه « نفعل » را كه مدخول آنست بمصدريت فروز آورد ، و تقدير كلام چنين است كه « او أن نترك فعلنا فى - أموالنا ما نشاء » و بطريق سخريه و استهزاء بشعيب ميگفتند كه :
إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ
بدرستى كه تو هر آينه بردبارى
الرَّشِيدُ
راه يافته‌اى و كنايت ازين عبارت اينمعنى ميخواستند « انك لانت السفيه الجاهل » يا آنكه ايشان بطريق تحقيق اين عبارت را در حق شعيب ميگفتند زيرا كه ايشان را معلوم بود كه آن حضرت محلّى به اين دو صفت است و مطلب ايشان اين بود كه هر گاه تو اينچنين باشى پس سزاوار نيست كه تو اين نوع سخنان را به زبان به يارى .
قالَ يا قَوْمِ
گفت شعيب : اى قوم من
أَ رَأَيْتُمْ
خبر دهيد مرا
إِنْ كُنْتُ عَلى