تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
قالُوا
گفتند آن ملائكه :
سَلاماً
اى سلمنا عليك سلاما ، يعنى سلام ميفرستيم بر تو سلام فرستادنى
قالَ
گفت ابراهيم در جواب سلام ايشان :
سَلامٌ
اى عليكم سلام ، يعنى بر شما باد رحمت ، عدول از « نصب » برفع در جواب سلام بواسطهء قصد ثبات و دوام است زيرا كه « عليكم سلام » جملهء اسميهء مركب از مبتدا و خبر است ، و جملهء اسميه دلالت بر ثبات و دوام دارد ، تا آنكه جواب تحيه أحسن باشد از اصل تحيه چنانچه حق تعالى فرموده : «
إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها
» و چون حضرت ابراهيم ندانست كه ايشان ملائكه‌اند بطريق مهماندارى پيش آمده
فَما لَبِثَ
پس درنگ نكرد ابراهيم
أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ
از آوردن گوسالهء بريان كرده شده ، بنا برين كلمهء « عن » در « أن جاء » مقدر است و « أن » مصدريست كه مدخول خود را بمصدريت فروز آورده و تقدير كلام چنين است كه : فما لبث عن المجىء بعجل حنيذ .
فَلَمَّا رَأى
پس آن هنگام كه ديد ابراهيم
أَيْدِيَهُمْ
دست‌هاى ايشان را كه
لا تَصِلُ إِلَيْهِ
نميرسد بدان گوسالهء بريان كرده شده تا بخورند
نَكِرَهُمْ
انكار كرد نخوردن آن طعام را از ايشان
وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ
پس در آورد ابراهيم در دل خود از ايشان
خِيفَةً
ترسى زيرا كه در آن زمان هر كه قصد آزار كسى داشتى از طعام او تناول نكردى و فرشتگان خوف ابراهيم را دريافته
قالُوا
گفتند : اى ابراهيم
لا تَخَفْ
مترس
إِنَّا أُرْسِلْنا
بدرستى كه فرستاده شده‌ايم ما
إِلى قَوْمِ لُوطٍ
بسوى قوم لوط كه تا ايشان را هلاك كنيم و ما از تناول طعام بىنيازيم .
وَ امْرَأَتُهُ قائِمَةٌ
و زن ابراهيم ساره بنت هارون درين وقت در پس پرده بر بالاى سر ايشان بواسطهء خدمت مرجوعه ايستاده بود و سخنان ايشان را ميشنيد قال فى مجمع البيان « و فى قراءة ابن مسعود : و امرأته قائمة و هو جالس » و در كشاف آورده كه « قرأ عبد اللَّه بن مسعود : و امراته قائمة و هو قاعد » پس در كشاف بجاى و هو جالس « و هو قاعد » است
فَضَحِكَتْ
پس تعجب كرد از گفتگوى ايشان چنانچه در