قالَ
گفت صالح :
يا قَوْمِ
اى قوم من
أَ رَأَيْتُمْ
خبر دهيد مرا
إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي
اگر باشم من بر حجتى و معجزهء ظاهر از پروردگار خود ، ايراد حرف شرط كه مفيد شك و تردد است باعتبار حال مخاطبين است و الا شكى در بودن او بر بينه و معجزه نيست
وَ آتانِي مِنْهُ
و داده باشد مرا از نزد خود
رَحْمَةً
نبوت و رسالت
فَمَنْ يَنْصُرُنِي
پس كيست كه يارى دهد و برهاند مرا
مِنَ اللَّهِ
از عذاب خداى تعالى
إِنْ عَصَيْتُهُ
اگر عصيان ورزم و نافرمانى كنم او را در تبليغ رسالت و منع نمودن شما از عبادت اصنام
فَما تَزِيدُونَنِي
پس نمىافزائيد شما در من بطلب تابعيت من شما را
غَيْرَ تَخْسِيرٍ
غير از زيانكارى كه آن ابطال نعمتهاى الهى است كه نصيب من شده يا آنكه نمىافزائيد شما در من غير ازين را كه من نسبت خسران و زيانكارى دهم شما را .
وَ يا قَوْمِ
و صالح گفت : اى قوم من
هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ
اين ناقهايست كه حق تعالى بمحض قدرت كاملهء خود از سنگ بيرون آورده
لَكُمْ
براى شما و باقتراح شما تا از آن عبرت گيريد
آيَةً
در حالتى كه اين ناقه آيتى و علامتى است از براى صدق نبوت من
فَذَرُوها
پس واگذاريد او را
تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ
تا بخورد و بچرد در زمين خداى تعالى
وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ
و مرسانيد وى را ببدى كه آن جراحت و قتل است كه اگر چنين كنيد
فَيَأْخُذَكُمْ
پس بگيرد شما را
عَذابٌ قَرِيبٌ
عذابى نزديك .
فَعَقَرُوها
پس ايشان سخن پيغمبر خود را نشنيده پى كردند آن ناقه را
فَقالَ
پس گفت صالح
تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ
برخوريد از زندگى خود در منازل خود يا در دار شما كه دنياست
ثَلاثَةَ أَيَّامٍ
سه روز و بعد از سه روز منتظر نزول عذاب باشيد از اينجا معلوم شد كه مراد از « عذاب قريب » نزول عذاب بعد از سه روز است
ذلِكَ
بعد از ثلاثة ايام
وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ
وعدهايست كه كذبى و دروغى در آن نيست بنا برين « غير مكذوب » بتقدير « غير مكذوب فيه » است .
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا
پس آن هنگام كه آمد فرمان ما به عذاب ايشان كه آن هلاك