تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
را « عنيد » مشتق از « عند » است و عربان ميگويند كه « عند فلان عنودا » به اين معنى كه طغيان ورزيد فلان كس طغيان ورزيدنى ، و حاصل معنى اينست كه اين قوم عاصى شدند كسى را كه به حق ايشان را دعوت ميكرد و مطيع و تابع شدند جمعى از رؤساء خود را كه ايشان را بكفر و ضلالت راه مينمودند .
وَ أُتْبِعُوا
و از پى درآمده شدند
فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً
درين دنيا دورى از خير و رحمت را
وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ
و همچنين در پى در آمده شدند لعنت دورى از رحمت را در روز قيامت يعنى گردانيده شد لعنت تابع ايشان در دارين
أَلا
بدانيد
إِنَّ عاداً
بدرستى كه قوم عاد
كَفَرُوا رَبَّهُمْ
اى كفروا بربهم ، يعنى نگرويدند به پروردگار خود
أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ
بدانيد كه دوريست از رحمت حق تعالى مر عاديان را كه آنها قوم هود بودند فايدهء ايراد قوم هود كه تا عطف بيان « لعاد » باشد اينست كه تميز بيابند اين عاد از عاد ديگر كه آن عاد ارم است . صاحب مجمع البيان « ألا بعدا » را اينچنين تفسير كرده كه « اى أبعدهم اللَّه من رحمته فبعدوا بعدا » يعنى بدانيد كه حق تعالى دور كرد اين قوم را از رحمت خود پس ايشان دور شدند دور شدنى بنا برين « بعدا » مفعول مطلق فعل محذوفست مخفى نماند كه تكرار لفظ « ألا » و اعادهء ذكر عاديان تنبيه است بر فضيحت امر ايشان و تحريص است بر عبرت گرفتن از حال ايشان . على بن ابراهيم روايت كرده كه بلاد قوم هود در باديه بود و ايشان صاحب زراعت و نخل بسيار بودند و عمر طويل و قامت دراز داشتند و عبادت أصنام مىكردند حق تعالى هود را بر ايشان مبعوث گردانيد تا ايشان را بدين اسلام و خلع انداد دعوت كند و ايشان از قول هود سر باز زدند و ايمان نياوردند و آزار بهود رسانيدند پس حق تعالى هفت سال متوالى باران را از ايشان منع نمود تا آنكه گرفتار قحط و غلا شدند و ناچار به خدمت هود آمده گفتند : « يا نبى اللَّه قد أجدبت بلادنا و لم يمطر » يعنى اى پيغمبر