تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
وَ إِلى ثَمُودَ
و فرستاديم بسوى قبيلهء ثمود
أَخاهُمْ صالِحاً
برادر نسبى ايشان را كه صالح پيغمبر است
قالَ
گفت صالح :
يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ
اى قوم من عبادت كنيد خداى را
ما لَكُمْ
نيست مر شما را
مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
هيچ معبودى غير از او
هُوَ أَنْشَأَكُمْ
او آفريد شما را ابتداء
مِنَ الْأَرْضِ
از زمين زيرا كه آدم كه اصل شماست حق سبحانه و تعالى طينت او را از خاك آفريد و ايضا چون مادهء نطفهء بنى آدم كه متفرع بر غذاست منبت از ارض است بتوان گفت : هو أنشأكم من الارض
وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها
و زندگانى و عمر بخشيد شما را در زمين يا آنكه امر كرد شما را بعمارت ساختن در زمين
فَاسْتَغْفِرُوهُ
پس طلب غفران و آمرزش كنيد از خداى تعالى
ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ
پس ثابت باشيد بر انابت خود
إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ
بدرستى كه پروردگار من نزديك است باميدواران برحمت شاملهء خود
مُجِيبٌ
اجابت كننده است دعاى داعيان را .
قالُوا
گفتند قوم صالح مر صالح را كه :
يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينا
اى صالح بتحقيق بودى بودى تو در ميان ما
مَرْجُوًّا
اميد داشته شده يعنى ما به تو اميد خيرات و منافع داشتيم بواسطهء ظهور مخايل رشد و سداد از تو ، يا آنكه ما اميد داشتيم كه تو معين ما باشى بر رجحان كيش و مذهب ما
قَبْلَ هذا
پيش از اينكه دعوى پيغمبرى كنى ، اين زمان كه اينچنين دعوى از تو شنيدم اميد ما از تو منقطع گرديد
أَ تَنْهانا
آيا نهى ميكنى و بازميدارى ما را
أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا
از اينكه عبادت كنيم آنچه را كه عبادت ميكردند پدران ما
وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا
و بدرستى كه مادر شكّيم از آنچه ميخوانى تو ما را
إِلَيْهِ
بسوى آن يعنى ما در شكّيم از دين تو
مُرِيبٍ
آن چنان شكى كه مضطرب سازندهء ماست و پريشان كنندهء عقل ما .