اعطاء مال گذشته ازين جهت قوت و قدرت شما تضاعف پذيرد
وَ لا تَتَوَلَّوْا
و بر مگرديد از آنچه شما را به آن دعوت ميكنم
مُجْرِمِينَ
در حالتى كه گناهكار باشيد و اصرار نمائيد در آن گناه .
قالُوا
گفتند قوم هود مر هود را كه :
يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ
اى هود نياوردى براى ما معجزهء ظاهره و حجتى باهره تا دلالت بر صحت دعوى تو كند ، چون اين قوم از فرط عناد چشم از معجزاتى كه حضرت هود عليه السّلام آورده بود پوشيدند لهذا گفتند كه : «
ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ
» يا اينكه چون ايشان حمل معجزات هود بسحر كردند بنا برين نفى آوردن معجزات او نمودند
وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا
و نيستيم ما ترك كنندهء عبادت خدايان خود كه اصنامند
عَنْ قَوْلِكَ
حالكونى كه ما رجوع كننده باشيم بگفتار تو كه مىگويى خداى را پرستش كنيد و ترك آلههء خود نمائيد
وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ
و نيستيم ما مر ترا تصديق كنندگان .
إِنْ نَقُولُ
اى ما نقول ، يعنى نميگوئيم ما در شأن تو
إِلَّا اعْتَراكَ
مگر اين قول را كه رسانيدهاند به تو
بَعْضُ آلِهَتِنا
بعضى از خدايان ما
بِسُوءٍ
ببدى كه آن جنونست يعنى چون تو مذمت آلههء ما ميكنى ترا ايشان ديوانه ساختهاند و بواسطهء اين از تو سخنانى كه موافق عقل نيست شنيده مىشود
قالَ
گفت هود مر قوم خود را كه :
إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ
بدرستى كه من گواه ميگيرم خداى تعالى را
وَ اشْهَدُوا
شما نيز گواه باشيد ، شاهد گرفتن ايشان را با وجود آنكه ايشان از اهل شهادت نيستند بواسطهء اتمام حجت است بر ايشان و ميتواند كه : « و اشهدوا » بمعنى و اعلموا باشد به اين معنى كه شاهد ميگيرم من خداى را و بدانيد شما كه
أَنِّي بَرِيءٌ
اينكه من بيزارم
مِمَّا تُشْرِكُونَ
از آنچه شريك ميسازيد شما در عبادت خداى تعالى
مِنْ دُونِهِ
بجز خداى را
فَكِيدُونِي جَمِيعاً
پس حيله كنيد در رسانيدن ضرر بر من همهء شما
ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ
پس مرا مهلت مدهيد .